مجبور يا به اجراى خدمتى مأمور كند .
اضلاعى كه قريب دجله و در حوالى بغداد واقعاند خود را رعاياى ترك مىخوانند . و بلادى كه بيشتر در سمت شمال و جانب مشرق افتاده ، خود را در تحت حمايت ايران مىدانند .
و از آن جمله است والى اردلان كه از مقتدرترين امراى كردستان است .
شهر صحنه كه دار الحكومت اردلان است ، به وضعى نيكو در درهء كوچكى واقع شده و اطراف آن همه كوهستان است . عرض شمالى آن سى و پنج درجه و دوازده دقيقه است . و طول شرقى چهل درجه . از همدان شصت ميل مسافت دارد .
نگارندهء اوراق در موسم خريف « 1 » هزار و هشتصد و ده عيسوى چند روزى در آنجا بسر برد و ، در آن اوقات امان اللّه خان پسر خسرو خان والى آنجا بود . الحق ضيافتى ملوكانه كرد و از آنچه لازمهء رعايت خاطر و مهماندارى بود دقيقهاى فروگذاشت ننمود .
مع الحديث ، ملك والى اردلان كه حدود آن به عراق و آذربايجان مىپيوندد ، قريب دويست ميل طول و معادل صد و شصت ميل عرض دارد و ماليهء اين ملك زياد نيست .
اما امراى آنجا غالبا با حشمت سلطنت و تجمل پادشاهى مىزيند ، و خود را از نسل صلاح الدين ايوب مىدانند . اگرچه اين ادعا درست محقق و مكشوف نشده است ، اما از تاريخ مملكت معلوم مىشود كه ، حكومت اين ملك زياده بر چهارصد سال در همين خانواده بوده است .
وضع حكومت آنجا ايلياتى است . سلاطين ايران كمتر دخل و تصرف در امور داخليهء كردستان نمودهاند ، و هرگز درصدد اين برنيامدهاند كه حكومت را ازين خانواده براندازند ، ولى مكرر كوشش كردهاند كه نزاعى در ميان خانواده بيندازند ،
هامش
( 1 ) - خريف فصل پائيز و آن سه ماه است ميان تابستان و زمستان ، كه در آن ميوه چيده مىشود . و باران اين فصل را نيز خريف گويند ( ح ) .