به اين معنى كه اگر برادر كوچكتر يا ديگرى از اقارب هواى ايالت در سر داشته است ، او را برانگيخته و تقويت كردهاند تا اينكه بالاخره جنگوجدال در ميان قبيله احداث شده است و ، بدين واسطه امراى كردستان را بيشتر محتاج و وابسته به خود ساختهاند .
خسرو خان كه در فوت لطفعلى خان والى اردلان بود ، در عهد كريم خان دم از اطاعت و هواخواهى مىزد . اما بعد از كريم خان به اعقاب وى معاملتش راست نيامد و ، به دشمنى جعفر خان برخاست . و چون اسماعيل برادرزادهء جعفر خان به صحنه گريخت ، وى را پناه داد . و شكستى كه جعفر خان در نزديكى همدان يافت گويند بيشتر بهسبب جلادت اكراد اردلان بود .
در تاريخ اين خانواده كه نگارندهء اوراق از والى گرفت مسطور است كه :
خسرو خان هيچ خيال معاونت اسماعيل خان را نداشت ، تا اينكه سوءظن و اظهار عداوت جعفر خان وى را مجبور به اين كار كرد .
علىاىحال ، بعد از اين عمل ، چون اميد آشتى نبود ، مصلحت درين ديد كه خود را به آقا محمد خان ببندد ، و بدينسبب آنچه اسلحه و غنايمى كه در جنگ همدان بهدست آورده بود ، نزد آقا محمد خان فرستاده اظهار انقياد كرد .
منقول است كه خسرو خان در ايام جوانى از ملك مأيوس و از حق خود محروم شده بود ، اما دوباره به حسن اهتمام محمد حسن خان پدر آقا محمد خان بر ممالك موروث خود دست يافت . و از آن هنگام باز هميشه ميلان خاطر وى به جانب اين خانواده كه در حق وى چنين احسانى بزرگ كرده بودند [ بود ] ، و لهذا بعد از هزيمت جعفر خان در همدان خسرو خان دولت آقا محمد خان را مؤيدى قوى گشت . و چون آقا محمد خان سلسلهء زنديه را برانداخت ، بهسبب اطاعت والى اردلان جميع بلاد كردستان را كه در سوابق ايام از توابع دولت ايران بود حق خود مىدانست .
چراغ دودمان حكام ارمنيه هم از قرون عديده خاموش و از آن ملك كه سالهاى دراز مسكن و مأواى خلقى بهادر و آزاد بود ، جز نامى باقى نمانده اغلب بلاد آن در تحت
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 581
مساهمون: سر جان ملكم
ص٥٨١