تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
حكومت آل عثمان و ، اضلاع شمال و مشرقيهء آن‌كه از سواحل رود ارس گرفته ما بين آذربايجان و گرجستان مىگذرد ، غالبا تابع فرمان‌روايان ايران بود . امراى اضلاع مزبوره در هيچ‌وقت قوتى كه بتوانند با سلاطين اين مملكت مقاومتى كنند نداشته‌اند .

در صفت خطهء گرجستان

گرجستان خطهء فرح‌فزاست . از جانب شمال آن سياه‌كوه و ، و از طرف شرقى آن جبال منيعهء داغستان و شيروان محيط است . ثغور جنوبيه و غربيهء آن به بلاد ارمنيهء قديم منضم مىشود . ولات اين ملك هميشه خراج‌گذار پادشاه ايران بوده‌اند . هوائى بغايت سالم و خاكى به كثرت حاصل‌خيز دارد . با خصب « 1 » مراتع « 2 » ، صحارى آن هريك گلزارى است و برارى آن از گوناگون ازهار و « 3 » انوار « 4 » هريك سپهرى پر از درارى « 5 » تلال « 6 » و دهادش بر اشجار ناميه و انهار صافيه ، از اقسام و انواع مشتمل و ، سكنه و قطانش « 7 » به صباحت منظر و جلادت مخبر در اقطار و آفاق مشتهر ، ولى هم از قرنهاى بسيار اين‌همه نعيم مورث عذاب اليم گشت ، زيرا كه چون اهالى آن ديار كيش عيسوى داشتند ، و بلادشان نيز ما بين دو ملت اسلام روم و ايران واقع شده ، هميشه در معرض تاخت‌وتاز و ظلم و عدوان بودند ، و بدين سبب طبيعت ايشان به ادنى درجهء تنزل هبوط كرد . و به علاوه مصائب خارجى حكومت داخلى ملك نيز معايب كلى داشت . هميشه در
هامش
( 1 ) - خصب بالكسر ، بسيارى گياه و ، فراخى عيش ، و شهر آباد ( ح ) . ( 2 ) - مراتع : چراگاه‌هاى چهارپايان ( ش ) . ( 3 ) - ازهار : شكوفه‌ها ( ش ) . ( 4 ) - انوار : روشنىها و شكوفه‌ها و بر تقدير اول جمع نور به ضم . و بر تقدير معنى دوم جمع نور بالفتح است ( ش ) . ( 5 ) - درارى ، جمع درى كه كوكب عظيم و نورانى باشد ( ح ) . ( 6 ) - تلال به فتح يكم و كسر چهارم ، زمين بلند ( ح ) . ( 7 ) - قطان : مقيمان و ساكنان ( ح ) .