تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
نواب پادشاهان ايران [ بوده‌اند ] ، اما حتى در عهد مقتدرترين سلاطين به سركشى و طغيان اتصاف و امتياز داشته‌اند . و بعضى دلايل هم هست كه مىتوان اعتقاد كرد بر اينكه : شجاعت اين طايفه سبب استخلاص مملكت از جانشينان اسكندر شد . قليل مدتى لشكر روم « 1 » در بعضى از اطراف اين ملك بوده‌اند ، ولى شايد چندان بيش‌از همان جاهائى كه نشيمن لشكر بوده است در تصرف نداشته‌اند . و همچنين بايد ملاحظه شود كه قبايل متعددهء تاتار كه بر ايران استيلا يافته‌اند ، گاهى به‌طور دوام و قوام درين خطه بنياد حكومت نينداخته‌اند . و تا هنوز سكنهء اين صفحات همان نسل مردم قديم‌اند و ، و اگرچه دين آباواجدادى را از دست داده‌اند ، عادت و رسوم ايشان همان است كه بود ، و السنهء ايشان نيز همان زبان قديم ايران است ، كه به مرور و دهور و عدم ترقى و تربيت تغيير و تبديل يافته است . بعضى از قبايل اعراب نيز در اين ملك يافت مىشود . و بسيارى از امراى معظم اكراد خود را از نسل و نژاد عرب مىدانند . مورخ تاريخ شريف الدين پرگنه لار را نيز از كردستان مىشمارد . بنابراين قول كه اين ملك تا به خليج عجم مىرود . و هم او گويد كه : لفظ كرد به معنى بهادر است . و رستم كه مولد وى سيستان است ، نسب از قبيلهء كرد دارد . پس رستم كرد به كاف فارسى ، چنان كه ما بين السنه و افواه داير و متداول است ، خطا است ؛ بلكه رستم كرد به كاف عربى صحيح است ، يعنى رستم كه از سلسلهء اكراد است . درهرصورت ، سبب اينكه اين ملك تابه‌حال به تصرف ديگران نرفته است واضح است . سبب اين است كه : اين ملك كوهستان است ، و باير و چند درهء خصيب « 2 » و خوش وضعى كه در ما بين اين كوهها يافت مىشود ، پاداش زحمتى كه در تسخير
هامش
( 1 ) - مقصود روم قديم است ( ح ) . ( 2 ) - خصيب بالفتح ، آباد كردن ، و فراخ سال ، و زمين بسيار سبز . و بكسر صاد ، قريه را گويند ( ح ) .