تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
به تصرف دشمن داد . پيش از آنكه لطفعلى خان از اين خيانت اطلاع يابد ، به قدر دو سه هزار از سپاهيان آقا محمد خان داخل شدند . لطفعلى خان به مجرد شنيدن اين قضيه ، بىمحابا بر سر ايشان تاخته و بعد از گيرودارى سخت غنيم را از قلعه براند ، اما اين آخر فتحى بود كه وى را دست داد . نجف قلى خان خراسانى كه در حضرت او اعتمادى تمام و به حراست ارك اشتغال داشت ، در جزو با خصم سازش كرده ، و از يك طرف ارك كه به خارج شهر اتصال داشت ، دروازه را گشوده آقا محمد خان ده دوازده هزار تن از لشكريان خود بدرون فرستاده ، خود با بقاياى سپاه مستعد امداد ايشان گشت . لطفعلى خان را چون صورت واقعه معلوم شد ، خواست كه بلكه مانند اول دفعه بر حريف غلبه آرد ، با عزمى راسخ رزم دشمن را روى نهاد و كارزارى فوق العاده نمود ، ولى با كثرت خصم برنيامده بعد از آنكه ابطال يارانش مقتول يا مغلوب شدند ، لابد شده روى از معركه بتافت . آقا محمد خان فرمان داد تا سپاه بر دور كرمان پره زدند و بر هر دروازه فوجى قوى از مردان قوى بداشت ، مگر بدين واسطه ابواب رهائى و طرق نجات بر لطفعلى خان مسدود سازد . لطفعلى خان خود را از هر جانب بستهء كمند بلا يافته ، مردانه رزم و تا سه ساعت در ميان شهر با اعدا زدوخورد كرد . چون شب درآمد ، از تختهء پل خود را به خارج شهر رسانيده و تختهء پل را كشيدند و با سه نفر خود را بر سپاه دشمن كه بر دور شهر بودند زده و از ميان ايشان جان بدربرده به جانب نرماشير بدر رفت . روز ديگر كه آقا محمد خان از فرار لطفعلى خان استحضار يافت نايرهء غضبش زبانه كشيده خرمن‌سوز زندگى اهالى كرمان گشت . قريب هشت هزار از عورات و اطفال مردم را به سپاهيان خود مانند غلام و كنيز بخشيد ، و جميع مردان بلد را به حكم وى يا كشتند يا كور كردند . منقول است كه : عدد كسانى كه از چشم نابينا شدند به هفت هزار رسيد . و عدد قتلى نيز ازين متجاوز بود . كسانى كه درين بليه شامل نشدند نه به‌سبب رحم كسى يا
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 570 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت