تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
مع القصه ، حاجى ابراهيم چون شيراز را گرفت ، صورت واقعه را به آقا محمد خان نوشت و او مصطفى قلى خان نامى را با فوجى قوى به مدد وى فرستاد . اما لطفعلى خان برآن فوج تاخته بعد از محاربتى صعب ايشان را شكست . آقا محمد خان از اين خبر هراس نموده لشكرى على قدر الكفايه به سردارى جان محمد خان و رضا قلى خان بدان صوب گسيل كرد . چون اين لشكر به شيراز رسيد ، عساكرى كه در آنجا به حراست اشتغال داشتند نيز ، با ايشان پيوسته به دفع لطفعلى خان در حركت آمدند . بنابر قول على رضا مؤلف تاريخ انقراض دولت زنديه : لشكر شيراز از لشكر لطفعلى خان زياده برده مساوى بودند ، كه جمعيت لطفعلى خان از عشر اين لشكر كمتر بود . اما لطفعلى خان هراس به خود راه نداده مبارزت خصم را آماده گشت ، و سنگر خود را رها كرده جمعيت خود را در ميان باغات كشيد ، به دو جهت : يكى وضع زمين خوب بود ، ديگر اينكه عدد جمعيت خود را از دشمن پوشيده بدارد . در ابتدا ظفر دشمنان را بود ، لشكريان لطفعلى خان را هزيمت نموده از جاى برداشتند و قدرى نيز ايشان را تعاقب كردند . اما لطفعلى خان كه از كياست و حذاقتى كه لازمهء امارت و سردارى است بهرهء كامل داشت ، ديد كه خصم به تاراج اردوى وى مشغول است ، لهذا فرصت غنيمت دانسته با فوجى از سواران كه پس از پراكندگى فراهم آورده بود ، بر ايشان تاخته متزلزل و منهزم ساخت . لشكريان شكسته نيز چون اين صورت ديدند ، بر جرأت افزوده بر دشمن تاختند ، هزيمتى كامل و شكستى فاحش بر ايشان افتاد . و از جملهء اسرائى كه به دست افتاد ، رضا قلى خان قاجار بود . حاجى ابراهيم از استماع اين قضيه متوحش و مستشعر گشته به آقا محمد خان نوشت و الحاح كرد كه خود به دفع اين غايله نهضت كند . آقا محمد خان با لشكرى گران به جانب شيراز در حركت آمد . بعضى گويند چهل‌هزار ، لاكن اين اغراق است . اگرچه جمعيت آقا محمد خان نسبت به لطفعلى خان نسبت صد بر يك بود ،