كياست و ثبات و تمكين فوق العادهء او سبب ترقى وى بر مدارج عاليه شد . در عهد كريمخان منصب پدر داشت . على مراد خان كدخدائى حيدرى خانه را كه از همهء شهر بيش است به وى تفويض نمود ، و خدمات شايسته كه در فرار جعفر خان از اصفهان و توجه او به شيراز در باب استمالت قلوب اهالى شيراز را بدون زحمت به تصرف وى دادن نمود ، چنان كه مذكور شد ، مايهء مزيد اعتبار وى گشته كلانترى خطهء فارس يافت . و نيز جهد و اهتمامى كه در استرداد حق لطفعلى خان نمود لطفعلى خان را رهين منت ساخته او را غايت اعزاز نمودى ، و بدينسبب نام وى بلند شد .
القصه ، چون لطفعلى خان بر تخت جلوس كرد ، هنوز بيست مرحله از مراحل زندگانى طى نكرده بود ، ولى چون در ايام پدر هميشه به اشغال ملكى و امور دولتى اشتغال داشت ، تجاربى وافر اندوخته و نيكوبد امور را آموخته بود . و هم به اتفاق دوست و دشمن ، از جميع اهالى مملكت به شجاعتى زايد الوصف امتياز داشت .
همانا حسن طلعت و جمال اوصاف و شمايل اخلاقش ، بهجهت كشش خاطر و جلب قلوب ايجاد شده بود . قامتى كشيده و اندامى خوشآيند ، و اگرچه تن و توشى باريك داشت ، اما قوى و چالاك بود . در فنون سوارى و قوانين سپاهيگرى كس با وى دم مبارات « 1 » نزدى . و هم در تدابير لازمهء ملكدارى از همگنان پاى كم نداشتى .
و در بسيارى از اوقات لوازم حذاقت و فراست يا مراتب شهامت و جلادت از وى ظاهر شده بود . قبل از عروج به معارج سنيّهء سلطنت با زيردستان به مروت زيستى و با همگنان با مهر و حفاوت سلوك نمودى . ولى چون بر تخت برآمد ، مزاجش تغيير يافت و عاداتش را تبديل پديد آمد . غرور و استبداد جاى حلم و سكونت گرفت .
شكرانهء احسان و احترامى كه بهجهت حاجى ابراهيم داشت ، به وحشت و سوءظن بدل شد .
الحاصل ، هنوز لطفعلى خان بر تخت استقرار نيافته بود ، كه آقا محمد خان
هامش
( 1 ) - مبارات : با كسى چيزى به چيزى بدل شدن ، برابرى كردن با كسى و معارضه نمودن ( شمس اللغه ) .