لاكن وقت بهجهت اين قسم حيلها نبود ، زيرا كه در فوت على مراد خان ، آقا محمد خان در استرآباد بود و ، اندكى بيشاز دو ماه طول كشيد كه وارد اصفهان شد . جعفر خان چون از آمدن وى اطلاع يافت ، چنان به سرعت روى به گريز نهاد كه اسباب و اثاثه و خزانهء سلطنت همه به تاراج اوباش و اراذل شهر رفت .
منقول است كه : در حينى كه جعفر خان تهيهء اسباب فرار مىكرد ، چند نفر از امرا كه در حبس بودند بيرون آمده از آن جمله ، باقر خان بود ، كه شرح احوالش نگارش يافت و ، سبب شورش رعاع الناس گشته ، اموال او را غارت كردند .
و باقر خان را بهعلاوه محبوسى ، جعفر خان حكم كرده بود بزنند تا اموال خود را بروز دهد . چون اصفهان آقا محمد خان را مستصفى و مستخلص گشت ، جعفر خان به جانب شيراز ايلغار كرد . اگرچه در اطاعت صيد مراد خان حرف مىرفت ، لاكن كدخدايان و كلانتران شهر مردم را به اطاعت و فرمانبردارى ترغيب نموده ، جعفر خان را با اعزاز تمام وارد شهر كردند . و از جملهء كسانى كه در اين باب بيشاز همگنان بذل جهد نمود ، حاجى ابراهيم بود . و بهواسطهء اين خدمت ، كلانترى جميع فارس به دو محول شد . آقا محمد خان بعد از فتح اصفهان ، به تأديب طايفهء بختيارى كه در كوهستان حوالى آن ملك مقام دارند ، تصميم عزيمت داده و ، چون كارى از پيش نبرد ، لشكريان او آن را به فال بد گرفته علامت زوال دولت او دانستند و ، او را رها كرده سرخود گرفتند . لاجرم به جانب طهران رفته دوباره به جمعآورى لشكر مشغول گشت . و چون جعفر از اين واقعه اطلاع يافت ، توسن عزيمت به سمت اصفهان تاخت . رحيم خان حاكم آن بلده چندى در ارك متحصن شده ، بالاخره گرفتار و مقتول شد . آقا محمد خان مكررا عازم اصفهان ، و جعفر خان مكرر جازم فرار گشت . و غالبا جميع بلاد عراق به تصرف آقا محمد خان درآمد .
در خلال اين احوال ، اسماعيل خان برادرزادهء كريم خان كه پدرش هم در عهد كريم خان فوت كرده بود و از جانب جعفر خان حكومت همدان داشت ، لواى طغيان برافراشت . و خسرو خان والى اردلان با فوجى كثير از اكراد او را
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 552
مساهمون: سر جان ملكم
ص٥٥٢