فرستاده شد ، لاكن راه عبور لشكر از درهاى تنگ و سخت بود و ، سردار لشكر طريقهء حزم را فروگذاشته كسى به محافظت آن راه نگماشت ، نتيجه اين شد كه خصم راه مزبور را گرفته قطع مراودت دو لشكر نمود و ، بهعلاوه راه وصول ذخيره و آذوقه بر اردوى محمد طاهر خان بست . چون قحط و سختى در اردو پيدا شد ، خواست مراجعت كند ، اما رجعت ممكن نبود .
اجمالا اينكه ، آقا محمد خان بر وى حمله برد و او و غالب لشكريان او را طعمهء شمشير ساخت و ، بسيارى از ايشان را در معرض اسار آورد . چند نفرى كه جان بدر بردند ، خبر به اردوى شيخ ويس رسانيده چنان دهشت عام شد ، كه على الفور اردو از هم متلاشى شد و ، شيخ ويس لاعلاج سارى و ساير فتوحات را رها كرده به طهران رفت و ، على مراد خان نيز در آنجا به دو پيوست .
على رضا گويد كه : چون على مراد خان از حقيقت حال مطلع گرديد ، همانروز جمعى از سركردگان سپاه خود را كه در سارى بدون مكث و پايدارى سردار را گذاشته در فرار سبقت جسته بودند . به ضرب تخماق « 1 » مقتول ساخت . على مراد با آنكه درآن وقت بيمارى صعب بر مزاجش مستولى بود ، بههيچوجه آرام بر خود روا نداشت . لشكرى ديگر فراهم آورده به صوب مازندران گسيل كرد و ، خود نيز تهيهء رفتن بدان سمت داشت ، كه در اين اثنا خبر رسيد كه جعفر خان ، كه بنابر قول على رضا در آن وقت حاكم خمسه بود ، خبر شكست او را در مازندران و ، شدت بيمارى مزاج وى را شنيده و ، لواى سركشى برافراخته عازم اصفهان است . از استماع اين واقعه چنان غضب بر وى غلبه كرد ، كه على الفور عزيمت اصفهان تصميم داد . وزرا و اطبا مصلحت در آن ديدند كه چند روزى سفر را به تعويق بيندازد تا شدت مرض تخفيف يابد . و اطبا گفتند كه : چون زمستان است سردى هوا و صعوبت مشاق سفر مورث خطرى عظيم خواهد شد ، اما اثرى بر نصايح
هامش
( 1 ) - تخماق بالضم ، ميخكوب را گويند ، و آن چوبى باشد كه بدان ميخهاى خيمه را كوبند . تركى است ( ش ) .