تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
خويش ظاهر كردند . چون اصفهان مانند عالم از آدم خالى شد ، محمود جمعى از قبايل اكراد را كه در مذهب با افغان مشابهت داشتند ، به خيال اينكه در مشرب نيز موافقت خواهند نمود ، به اصفهان آورد و بسيارى از ايشان را در جرگ سپاهيان داخل ساخت ، زيرا كه از قندهار سپاه قليلى آمده بود . چنين مىنمايد كه ، افغانان هم از اول وهله چندان مرد ميدان نبوده‌اند ، و هر روزه علم محمود را رها كرده به طرفى بدر مىزده‌اند . چون محمود ديد كه ، اگر اين‌صورت شيوع يابد ، احتمال دارد كه به جميع اثر كند ، لهذا بعد از آن حكم كرد كه هركس از قندهار به ايران بيايد ، خانوادهء خويش را همراه بياورد ، و جميع خاندان افغان كه حال در ايران هستند از آن عهد است . بالجمله ، چون اكراد در زير علم وى جمع شدند ، چند شهر معتبر عراق را به تصرف آورد . از آن جمله گلپايگان و خوانسار و كاشان بود و ، هرجا را گرفت ، جمعى كثير از مردم را به همان ملاحظه كه در اصفهان كرد به قتل آورد . نصراللّه گبر كه در اول ورود محمود به ايران در كرمان به او پيوسته بود ، در اين اوقات به تسخير فارس مأمور شده و تقريبا همهء آن صفحات را مسخر كرده بود مگر شيراز را ، و در يورش شيراز زخمى كارى به وى رسيده چند روز بعد از آن سبب هلاك وى شد . گبران و ايرانيان و ارامنه و افاغنه همه بر فوت وى تأسف خوردند ، از آنرو كه ، مردى بهادر و جهانديده و نيكو سيرت بود ، محمود نيز تعزيت وى گرفت و در مصيبت او به غايت متالم و اندوهناك گشت . و بعد از فوت او ، امارت لشكر به زبردست خان افغان محول شد . و زبردست خان مردى بود مجهول الحال كه به‌سبب شجاعت و كياست ذاتى در سپاه درجهء بزرگ يافته بود . و چون به لشكر فارس ملحق شد ، برادر كوچك والى عربستان كه بر خلاف برادر اميرى هنرمند و مردانه بود ، با بارخانهء ذخيره به جانب شيراز مىرفت . افاغنه بر وى حمله برده ذخيره را بعد از كشته شدن برادر والى به چنگ آوردند . چون اين مقدمه
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 444 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت