تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
جز بعضى از مردم كهن‌سال باقى نماند . و ايشان نيز بنابر حكمى كه صادر شد ، بدين مضمون كه : هركس در شهر است بايد بيرون برود مگر جمعى از اطفال ، كه محمود مىخواهد ايشان را به عادت و رسوم افاغنه تربيت كند ، جلاى وطن اختيار كردند . مردم اصفهان اگرچه غالبا پيله‌ور و ارباب حرفت بوده ، و هرگز جنگجو و سلحشور نبوده‌اند ، اما درين قضيه گويا صدمات و نكبات وقت نيز بر اين معنى ممد گشت . گويند مكرر ديده شد كه افغانى سه يا چهار ايرانى را به مقتل مىبرد ، اگرچه مرگ محقق بود ، يك نفر ديده نشد كه به‌جهت حيات خود كوششى كند . بالجمله ، بعد از اجراى اين اعمال ، محمود پرده از اسرار درون يك‌باره برگرفت . اموال جميع طبقات ناس عرضهء نهب و غارت گشت ، حتى تجار انگريز و هلند . و اهالى هلند بيشتر به‌جهت اينكه در ايام قحط ، شكر به بهاى گران فروخته و ازين ممر مبلغى كثير اندوخته بودند ، محمود ايشان را اجبار كرد تا پولهاى مخفى خود را ظاهر نمودند ، و قريب چهارصد هزار كرون از ايشان گرفت . مال مردم هندوستان نيز كه در آن ولا بودند به تاراج رفت . مبلغى خطير هم بر ارامنه حمل نموده و چند نفر از كلانتران ايشان به قتل رسيدند . چون محمود از كار اهالى اصفهان فراغت يافت ، به دهات اطراف پرداخت . بهادران اصفهانك باز پاى ثبات فشردند ، و بعد از آنكه دفاعى مردانه نمودند ، به ضمانت امراى معتبر افغان ، معاهدت با محمود نموده تسليم كردند . محمود چون به ظاهر شكستن عهد نمىتوانست ، در خفيه چند نفر فرستاده تا ايشان را اغواى به شورش نمايند ، مگر بهانه‌اى ازين جهت به‌دست افتد و انتقام خون اقرباى خود از ايشان كشد ، لاكن دهاتيان چون در نيت خود صادق بودند ، فرستادگان وى را بند كرده نزد وى فرستادند . محمود از اين كيفيت چنان مسرور گشت كه پردهء عفو بر كرده‌هاى ايشان پوشيد . و چند ماه بعد از آن نيز به گرفتن لطف‌على خان كه از محمود گريخته به ايشان پناه برده بود ، دليل ديگر بر صداقت