تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
اقتدار است ، لشكر روس در زير علم خود پادشاه در بيست و نهم جولاى ، در سال هزار و هفتصد و بيست و دو عيسوى ، مطابق هزار و صد و سى و پنج هجرى ، از رود ولگا شراع كشيده ، در چهارم آگست به بندر داغستان رسيد . اول كارى كه كرد اين بود كه ، فرمود تا كاغذى بدين مضمون نوشتند كه ، ارادهء امپراطور گرفتن ملك نيست ، بلكه حفظ تجارت و حمايت رعاياى روس است ، و كاغذها را به مردم اطراف فرستادند . بعد از آن از كنار دريا در حركت آمده ، هركس با وى در مقام منازعت برخاست سزاى خويش يافته برجاى نشست . تا اينكه دربند را تسخير كرد . يكى از مسافران فرنگستان مىنويسد كه شهر دربند در ضلعهء شيروان بر كنار درياى خزر واقع است . چهل و يك درجه و پنجاه و يك دقيقه عرض شمالى آن است . ديوارها را ده پا در آب برده‌اند تا راه ممر از آن سمت مسدود باشد . طول آن از سمت مشرق به مغرب ، قريب پنج ورست « 1 » است . عرض آن مختلف است و آن شهر يكى از حدود ايران است درين سمت ، بلكه مىتوان گفت دروازهء ايران است كه از كوه گرفته تا دريا مىرود و ، به سه قسمت منقسم است : اول قلعه‌اى است كه بر قلهء كوه واقع است و هميشه فوجى قوى از لشكر ايرانى در آنجا بوده‌اند . قسم ديگر از پاى كوه است تا شهرى كه پائين‌تر افتاده ، و از آنجا تا دريا قسم ثالث است . القصه ، امپراطور بعد از فتح دربند والى آنجا را بر قرار خود گذاشته دو هزار عسكر روسى به محافظت قلعه برگماشت . و بعد از آن به هشتدر خان رفته در آنجا قشلاق نمود ، به خيال اينكه در اول سال ديگر كه سورت هوا شكسته گردد ، به اجراى مقاصد خويش پردازد . و هم درين اوقات ، چون اختلال ايران و فتح افغان به اطراف انتشار يافته ، عساكر عثمانى در سرحد اجتماع كرده به طرف همدان در حركت بودند . و در اين اوقات بود كه ، قضيه‌اى روى داد كه ، محمود را چنان به فكر خود انداخت ،
هامش
( 1 ) - ورست : قريب سه ربع ميل است ( ح ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 440 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت