بُنَيَّ لوِ استُخرِجَ قَلبُ المؤمنِ فشُقَّ لَوُجِدَ فيهِ نُورانِ : نُورٌ للخَوفِ ونُورٌ للرَّجاءِ « 1 » ، لَو وُزِنا لَما رَجَحَ أحَدُهُما علَى الآخَرِ بمِثقالِ ذَرَّةٍ ، فمَن يُؤمِنْ باللَّهِ يُصَدِّقْ ما قالَ اللَّهُ ، ومَن يُصَدِّقْ ما قالَ اللَّهُ يَفعَلْ ما أمَرَ اللَّهُ ، ومَن لَم يَفعَلْ ما أمَرَ اللَّهُ لَم يُصَدِّقْ ما قالَ اللَّهُ ، فإنَّ هذهِ الأخلاقَ تَشهَدُ بَعضُها لبَعضٍ .
فمَن يُؤمِنْ باللَّهِ إيماناً صادِقاً يَعمَلْ للَّهِ خالِصاً ناصِحاً ، ومَن عَمِلَ للَّهِ خالِصاً ناصِحاً فقد آمَنَ باللَّهِ صادِقاً ، ومَن أطاعَ اللَّهَ خافَهُ ، ومَن خافَهُ فقد أحَبَّهُ ، ومَن أحَبَّهُ اتّبَعَ أمرَهُ ، ومَنِ اتَّبَعَ أمرَهُ استَوجَبَ جَنَّتَهُ ومَرضاتَهُ ، ومَن لَم يَتَّبِعْ رِضوانَ اللَّهِ فَقد هانَ علَيهِ سَخَطُهُ ، نَعوذُ باللَّهِ مِن سَخَطِ اللَّهِ .
يا بُنَيَّ ، لا تَركَنْ إلَى الدُّنيا ولا تَشغَلْ قَلبَكَ بها ، فما خَلَقَ اللَّهُ خَلقاً هُوَ أهوَنُ علَيهِ مِنها ، ألا تَرى أنّهُ لَم يَجعَلْ نَعيمَها ثَواباً للمُطِيعينَ ، ولَم يَجعَلْ بَلاءَها عُقوبَةً للعاصِينَ ؟ ! « 2 »
شرح
فرمود : فرزندم ! اگر دل مؤمن را بيرون آورند وآن را بشكافند ، در آن دو نور يافت مىشود :
نوري از بيم ونوري از اميد . اگر اين دو نور با هم وزن شوند ، هيچ يك به وزن ذرّهاى سنگينتر از ديگرى نخواهد بود . كسى كه به خدا ايمان داشته باشد ، آنچه را أو گفته است تصديق مىكند وهر كه گفتههاى خدا را باور كند ، آنچه را خدا فرمان داده است به كار مىبندد وكسى كه فرمان خدا را به كار نبندد ، گفتهء أو را باور نكرده است . اين خلق وخوىها هر يك گواه بر ديگرى است .
پس ، كسى كه صادقانه به خداوند ايمان بياورد ، خالصانه وبىريا هم براي خدا كار مىكند وكسى كه خالصانه وبىريا براي خدا كار كند ، صادقانه به خدا ايمان آورده است . وكسى كه از خدا أطاعت كند ، از أو مىترسد وكسى كه از خدا بترسد ، أو را دوست هم دارد وكسى كه أو را دوست بدارد ، فرمانش را پيروى مىكند وكسى كه فرمان أو را پيروى كند ، مستوجب بهشت وخشنودى خدا مىشود وكسى كه دنبال خشنودى خدا نباشد ، از خشم وناخشنودى خدا هم باكى ندارد . پناه مىبريم به خدا ازخشم وناخشنودى أو .
فرزندم ! به دنيا اعتماد مكن ودلت را بدان مشغول مساز ؛ زيرا خداوند هيچ آفريدهاى نيافريده است كه در نظر أو خوارتر از دنيا باشد . مگر نمىبينى كه نعمتهاى دنيا را پاداش مطيعان قرار نداده وبلاى آن را نيز كيفر نافرمانان در نظر نگرفته است ؟
هامش
( 1 ) . في المصدر : « لوجد فيه نورين : نوراً للخوف ونوراً للرجاء » والصحيح ما أثبتناه .
( 2 ) . تفسير القمّي : 2 / 162 .