منقول است كه رستم در اين جنگ فيل بسيار كشت . از تاريخ قديم و تماثيل موجودهء ايران ، معلوم مىشود كه اين جانور در اين مملكت بسيار بوده است . آب وهواى مازندران و وفور نباتات اين ولايت موافقتر است به مزاج اين نوع حيوان از ساير صفحات ايران .
القصّه ، كاوس به اصفهان مراجعت كرد ، بعد از چندى خواست تا دختر پادشاه هاماوران « 1 » را به اجبار در حبالهء نكاح خود درآورد ، امير هاماوران وى را ضيافت نموده چون اجابت نمود او را گرفته محبوس ساخت . ايران باز از اين واقعه برهم خورد و افراسياب بر فور به عزم تسخير اين خطّه از جيحون عبور كرد .
از ابتداى ظهور اسلام تا به حال كه هزار و دويست سال است ، تواريخ معتبر در دست هست كه هروقت اغتشاشى به حال ايران راه يافته ، لشكر تركستان هميشه از اين راه روى به ايران آوردهاند ، و اين صورت جزئى دلالتى است براينكه حملات سپاه توران نيز در ايام قديم ، درحال اختلال ملك كه مكرر در تاريخ سلف ذكر شده است ، غالبا حقيقت داشته باشد .
بالجمله ، رستم چون كار ملك را درهم ديد ، لشكرى گران فراهم آورده به جانب هاماوران شتافت . پادشاه هاماوران چون اين خبر شنيد ، از سلاطين مصر و بربر استمداد جسته به اتفاق استعداد حرب رستم نمودند ، اما هر دو اسير شده كاوس نجات يافت ، و به مدد پادشاه هاماوران به دفع افراسياب پرداخت . افراسياب چون حال بدين منوال يافت ، مصلحت در ستيز نديده روى به گريز نهاد .
فردوسى گويد : كاوس پادشاهى بود جبّار و متكبر ، و همواره خيالاتى كه از روى تجبر نمودى و از اجراى آن عاجز بودى ، وى را گرفتار گونهگونه مصايب داشتى . اين مطلب واضح است كه شاعر ، كاوس را به اقسام بلايا و انواع محن مبتلا ساخته ، تا نام بهادرانى كه در استخلاص وى بذل جهد نمودهاند به تقريب مقام ذكر
هامش
( 1 ) - غالب مورخين هاماوران را عربستان مىدانند ، در فرهنگ جهانگيرى ، يمن نوشته است ( حاشيه ) .