فصل چهارم در سلسلهء سلاطين كيان
سلطنت كيقباد
كيقباد كه سرسلسلهء پادشاهان كيان است نسب از منوچهر داشت ؛ بعضى او را نبيرهء منوچهر دانند ، و او در كوه البرز عزلت گزيده بود . فردوسى گويد : چون زال ديد گرشاسب از عهدهء لوازم جهاندارى نمىتواند برآيد ، پسر خويش رستم را فرستاده كيقباد را به تاجوتخت دعوت نمود . رستم كيقباد را در پاى كوه البرز ملاقات كرده اداى رسالت خويش نمود . كيقباد گفت : نزول او از كوه نيز به سبب همين بود كه در خواب ديد دو باز سفيد تاج شاهى ايران را بر سر او گذاشتند .
پس طعام صرف نموده ، قدحى چند شراب به يكديگر پيموده راه اردوى زال پيش گرفتند .
زال چون از ورود كيقباد اطلاع يافت ، به احضار امراى مملكت فرمان داده ، به مشورت ايشان تاج شاهى بر سر كيقباد گذاشت . كيقباد زمام رتق « 1 » و فتق « 2 » امور را در كف كفايت زال نهاده ، رستم را با لشكرى گران به مقابلهء افراسياب كه مجددا به عزم خرابى ايران از جيحون عبور كرده بود مأمور نمود . اين اول جنگى است كه رستم را بلند آوازه ساخت .
هامش
( 1 ) - رتق بالفتح ، بسته شده و بستن و دوختن ( ح )
( 2 ) - فتق ، به معنى شكافتن ( ح ) .