تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
مفيد نيفتاد ، از زال درخواست كردند كه ارادهء پادشاه را منصرف سازد ، نصايح زال نيز سودى نداد . كيكاوس خواست در غياب خود سررشتهء امور را به دست زال گذارد ، زال نپذيرفت . كاوس ميلاد را تعيين نموده او را وصيّت كرد كه ، بىمشورت زال در هيچ مهمّى خوض نكند . چون خبر حركت كاوس به پادشاه مازندران رسيد ، از ديو سفيد « 1 » استعانت جسته به اتفاق به مقابلت و مقاتلت كاوس پرداختند ، رزمى صعب واقع شده شكست بر كاوس افتاد ، در اثناى جنگ بغتتا جميع لشكر نابينا شدند ، و آنچه از تيغ رستند ، به اسيرى رفتند ، كاوس نيز اسير گشت ، او را در يكى از قلاع محبوس نموده ارژنگ نام ، يكى از امرا را بر وى گماشتند . خبر اين مصيبت عظمى شورشى در ايران افكند . زال على الفور رستم را به استخلاص پادشاه امر فرمود . رستم به دستيارى خديعت « 2 » و پاى مردى شجاعت اين خدمت را به انجام رسانيد . ديو سفيد را مقتول و پادشاه را مستخلص ساخت . رعاياى ديو سفيد كاوس را اطاعت كردند ، و رستم به پاداش اين خدمت بزرگ بر جانب يمين پادشاه بر كرسى زرين اذن نشستن يافت . در اين موضع فردوسى قصهء هفت خوان را مىگويد . در اين هفت خوان است كه رستم تن تنها به معاونت رخش ، يك شير و يك اژدها و يك ساحر و يك عفريت ، و لشكرى از ديوان و ، بالاخره ديوسفيد را هلاك مىكند . بالجمله ، پادشاه مازندران چندى نيز پايدارى نموده آخر الامر به تير رستم از پاى درآمد و ممالك او ضميمهء حكومت ايران گشته به سيورغال « 3 » اولاد مقرر شد . اولاد ديوى است كه در به دو حال مخالف و در آخر در استخلاص كاوس معاونت رستم نموده .
هامش
( 1 ) - ديوسفيد احتمال دارد يكى از امراى آن صفحات است كه بسبب رنگ چهره و شجاعت از معاندين اين لقب را به او گذارده‌اند . ( حاشيه ) ( 2 ) - خديعت ( خديعه ) : فريب ، خدعه ، مكر ، حيله ( معين ) . ( 3 ) - سيورغال : تيول جهت معيشت به ارباب استحقاق بخشند ( معين ) .