تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
منقول است كه ، در اثناى كارزار در هنگامى كه گرز سام « 1 » را بر دوش گرفته تزلزل در اركان لشكر دشمن درانداخته بود ، نظر افراسياب بر وى افتاده از نام و نشان وى استفسار كرد ، و چون وى را شناخت ، نظر بر جوانى او نموده مدافعت او را سهل انگاشت و خود به عزم مقاتلت او روان شد . رستم نيز چون حريف را دانست ، روى به دو آورده پس از محاربتى سخت ، رستم كمر افراسياب را گرفته از زين در ربود ، امّا كمربند گسيخته ، افراسياب بر زمين افتاد و لشكريان وى او را از ميدان بدر بردند ، تاج و كمر افراسياب در دست رستم ماند و شكست بر لشكر تركان افتاد . افراسياب برفور قطع جيحون نموده پدر را بر مصالحه ترغيب نمود ، بناء عليه باب مراسلات مفتوح گشت ، و باوجود اكراه كلى رستم ، امر بر صلح قرار گرفت و مقرر شد كه جيحون ، كما فى السابق ، حد ما بين دو مملكت باشد . پس ازين مصالحت ، كيقباد چندى زندگانى كرده راه سراى جاودانى گرفت . در شاهنامه مسطور است كه ايام پادشاهى او يكصد و بيست سال بود ، و عدل و انصاف او به مرتبه‌اى بود ، كه مردم زمان فريدون را فراموش كردند . چهار پسر از وى ماند : كاوس و ، آرش و ، روم و ارمن .

سلطنت كيكاوس

كيقباد كاوس را وليعهد خود ساخت و ديگران را به اطاعت او فرمان داد . در بدايت پادشاهى كيكاوس ، ملك را آرايشى تمام و خلق را آسايشى مالاكلام بود ، تا وقتى كه يكى از زنان مطربه كه با او تعلقى داشت ، از عذوبت و لطافت آب‌وهوا و خصب « 2 » مراتع مازندران تعريف كرده او را به تسخير آن ديار مايل ساخت ؛ امراى درگاه وى را ازين اراده منع كرده گفتند : سكنهء آن بلاد همه مردم وحشىاند « 3 » ، و بر سر چنين مردم رفتن از تدبير ملكى بعيد مىنمايد ؛ عرايض ايشان
هامش
( 1 ) - فردوسى :نبينى كه با گرز سام آمده است * جوان است و جوياى نام آمده است( ح ) ( 2 ) - خصب بالكسر ، بسيارى گياه و شهر آباد ( ح ) . ( 3 ) - از اينها به ديو تعبير كرده‌اند ( ح ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 22 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت