محافظت و تربيت وى دقيقهاى نامرعى نگذاشت ، و پسر چون از سن صبى ، بسرحد رشد و رهاق « 1 » رسيد ، تهيه و تدارك حرب را به قدرى كه در حيّز امكان بود ديده ، او را به انتقام خون ايرج برانگيخت ، چون اين خبر گوشزد سلم و تور شد ، مستشعر گشته ، سفرا با هداياى ملوكانه به دربار پدر فرستاده اظهار ندامت نمودند و از افعال گذشته معذرت خواستند ، لاكن مفيد نيفتاد ، جنگ شروع شد و هم در معركهء اول تور به خاك هلاك افتاده ، سلم به قلعهاى پناه برد . منوچهر وى را نيز به چنگ آورده به برادر ملحق ساخت . چندى بعد فريدون نيز به اسلاف خويش پيوست ، پيش از آنكه اجل گريبانگير حياتش شود ، منوچهر را بر سرير مملكت متمكن ساخته او را به اعظام « 2 » و احترام و قبول نصايح سام كه به اصالت راى و اصالت خاندان موصوف ، و پدر بر پدر از حكام سيستان بودند وصيت فرمود .
گويند از جمشيد و دختر امير سيستان پسرى در وجود آمد اترت نام ، و از اترت گرشاسب ، و از گرشاسب نريمان ، و از نريمان سام ، و اين سام پدر زال ، و زال پدر رستم است .
بنابر مورّخان ايران ، فريدون پانصد سال سلطنت كرد ، و او اول پادشاهى است كه بر فيل نشست و در محاربات به كار برد ، عدل و دانش او متفق عليه جميع است . از سخنان اوست كه هر روز از عمر خويش را ورقى از تاريخ اعمال خويش تصور كن و بپرهيز « 3 » از آنكه چيزى در آن نوشته شود كه شايستهء اعقاب و انسال « 4 » نباشد .
سلطنت منوچهر
منوچهر پادشاهى نيكو و پرهيزگار بود ، لاكن رواج ملك و رفاه ملت ، در ايام فرمانروائى او ، غالبا نتيجهء حزم كافى و عزم وافى وزير او سام نريمان بود كه فرزندان او هم در آن عهد به نوعى شهرهء آفاق شدند
هامش
( 1 ) - رهاق : مقصود نزديكى به سن رشد و بلوغ است .
( 2 ) - اعظام بالكسر ، بزرگى كردن و بزرگى داشتن و تعظيم بزرگ كردن ( ح ) .
( 3 ) - در اصل : به پرهيز در بسيارى از موارد به جداى از فعل نوشته شده است .
( 4 ) - انسال ، نسل : زاده ، فرزند ، ذريه ، دودمان ( معين ) جمع : انسال .