تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
گيرند . ملا فيروز فارسى كه از پهلوى ربطى تام دارد مىگويد : ايران جمع ايراست و ملك مؤمنين معنى آنست . شايد نام ايرج هم از اين معنى گرفته شده باشد . مؤلف گويد كه : ايرون يا آرون در عبرى به معنى زمينى است كه در آن كوه بسيار باشد ، و سطحهء مملكت مساعد اين معنى است . خلاصه ، هريك از شاهزادگان به محل مأموريت خويش رفتند ، امّا بر دو برادر بزرگتر گران آمد ، كه ايران هم بهترين ممالك و هم قرارگاه سلطنت است ، به برادر كوچك ايشان داده شود ؛ لاجرم در استيصال وى با يكديگر اتفاق كردند . در شاهنامه مسطور است كه : اول به پدر پيغام كردند و او را بر جانب‌دارى و بىانصافى او ملامت نمودند و گفتند كه ، اگر تغيير اين عمل نشود ، بىتأمّل لشكر بر سر او خواهند كشيد . پادشاه از اين مقوله آزرده خاطر گشت و استدعا كرد كه ، در آخر عمر صفوت آسايش او را بدينگونه حركات مكدّر ننمايند . چون ايرج از كيفيت واقعه مستحضر شد ، عزم كرد كه خود نزد برادران رفته از تاج‌وتخت كه مادهء فساد و مايهء نزاع ايشان است استعفا جويد ، پس نامه‌اى از پدر كه مضمون آن ترغيب به صلح و اتفاق بود به جهت ايشان گرفته به جانب مقصد روان گشت ، ولى بر اين تدابير اثرى مترتب نگشته ، ايرج در دست برادران به قتل رسيد و سر وى را نزد پدر فرستادند . چون فريدون نظرش به سر پر افتاد ، از خويش رفت ، و چون با خود آمد ، بيخودانه سر را گرفته بوسيد و بر سينه نهاد و هردو دست به آسمان برداشته از جبّار منتقم كيفر كردار ناشايست آن بدكاران را مسئلت « 1 » نمود . ايرج را دخترى بود پريچهر نام در حبالهء ازدواج پشنگ برادرزادهء فريدون ، و از ايشان پسرى در وجود آمد كه در خلق و خلق با جدّ خود مشابهتى تمام داشت ، فريدون را با وى تعلقى وافر پيدا شده در
هامش
( 1 ) - ( فردوسى ) :همى گفت كاى داور دادگر * برين بىگنه كشته اندر نگر همى هردو بيدادگرشان بسوز * كه هرگز نبينند جز تيره روز( حاشيه ) 91 منوچهر
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 15 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت