هر مرتبه شكست بر ضحاك افتاد تا آخر الامر ، او را اسير كرده به نظر فريدون رسانيدند . فريدون چندگاهى ضحاك را در كوه دماوند « 1 » محبوس گردانيده ، بالاخره او را به زندان لحد فرستاد . مدت عمر ضحاك به قول صاحب تاريخ طبرى هزار سال بود .
اول كار فريدون اين بود كه پس از جلوس بر تخت سلطنت آن چرم پاره را مرصع گردانيده سنجق « 2 » پادشاهى قرار داد ، و تا آخر سلاطين پهلويه درين عمل متابعت وى نموده بر جواهر آن افزودند و آن را درفش كاويان خواندند و در ميان ايشان بود تا ظهور اسلام ، بعد از آن در جنگ قادسيه به دست سعد وقاص افتاده او به خدمت عمر كه در آن وقت خليفه بود فرستاد .
سلطنت سلم و تور و ايرج
فريدون را سه پسر بود سلم و تور ، دو پسر بزرگ وى ، از دختر ضحاك ، و ايرج ، پسر كوچك او از ايراندخت دختر شاه مرد نام يكى از اعاطم فرس . پس از آنكه هر سه را با سه دختر يكى از سلاطين عرب مواصلت داد ، ممالك خود را بر ايشان قسمت كرد ، به اين نهج كه بلادى كه امروز در تحت رياست ترك است به سلم و مملكت تاتار و بعضى از ممالك چين را به تور و ايران را به ايرج واگذار كرد . اشتقاق لفظ توران را مّورخان ايران از لفظ تور كنند ، در ايام قديم توران بر ممالكى اطلاق مىشد كه از يك سمت به سيحون و جيحون و از جهت ديگر به درياى خزر و ثغور چين منتهى مىشد . و كذلك نام ايران را از ايرج
هامش
( 1 ) - كوه دماوند در حدود طبرستان ، گويند ارتفاع او هفده هزار و هفتصد و نود و شش فوت است . منقول است كه شخصى از اهل سياحت به تماشاى كوه دماوند رفت و بر قله آن كوه چون نظر كرد ساير جبال در جنب آن به غايت حقير مىنمود و بحر خزر از آنجا جوئى كوچك مرئى مىگشت و بر سر آن كوه غمامى است متراكم كه در تابستان و زمستان اصلا منكشف نمىشود ( ميرزا محمد على كشكول ) .
( 2 ) - سنجق : علم ، درفش ، رايت ( معين ) .
83
ايرج سلم تور