اصفهان برود ، از راه باير به طرف يزد رفت . و خواست يزد را بگيرد ، نتوانسته به جانب پاىتخت در حركت آمد . چون به چهار منزلى اصفهان رسيد ، دو نفر از نزد سلطان حسين نزد وى به رسالت آمده ، پانزده هزار تومان بر وى عرضه كردند ، مشروط بر اينكه دست از تاختوتاراج كوتاه كرده ، به جانب قندهار مراجعت كند . محمود چون از اين معنى ضعف ايرانيان و هراسى كه از وى بر ايشان غالب بود استنباط كرد ، به جواب نپرداخت و حركت كرده به گلناباد كه دهى قريب دو فرسخ و ربع به اصفهان رسيد . و چون يقين داشت كه با ايرانيان در آنجا مصافى روى خواهد داد ، خندقى دور اردوى خود بهجهت حفظ اردو كند .
در باب لشكر افغان اختلاف بسيار است : بعضى گويند قريب به چهل هزار مىرسيد ، و برخى برآنند كه از بيست هزار بيش نبود . قدرى از ايشان در هنگام قطع بيابان باير تلف شده بودند ، و بعضى ديگر در محاصرهء ارك كرمان و شهر يزد از پا درآمده بودند ، لاكن معدودى از طايفهء گبران به اميد اينكه اگر محمود منصور شود ، از ظلم و بيدادى كه سالها به آن مبتلا بودهاند ، رهائى خواهند يافت ، به لشكر او ملحق شده بودند . توپ در لشكر افغان نبود ، زنبورك چند عدد داشتند . اين بود وضع و عدد و استعداد لشكرى كه در تحت رايت محمود ايران را تسخير كردند .
شهر اصفهان بر كنار شمالى زايندهرود واقع است . در دور شهر حصارى كشيده شده است ، و رودخانه از جانب جنوب شهر مىگذرد ، و در بهار ، آب رودخانه زياد مىشود به نوعى كه گذشتن از آن ممكن نيست . و در همين موسم بود كه محمود به اصفهان آمد . و در آن وقت ، قريب ششصد هزار خانوار در اصفهان بود . و راه به شهر از طرف رودخانه ، فقط به واسطهء پلهائى بود كه بر رود مزبور بهجهت مرور ساخته بودند .
بزرگترين آنها پلى است كه سى و سه چشمه دارد . چهار برج در چهار طرف آن است ، و در هرطرف آن نيز غرفه مسقف ساختهاند . و يك خيابان بزرگى كه
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤١٨