نفر از ابطال ابدالى در آن معركه بر خاك افتاد .
اما بعد ازين فتح ، پايهء آزادى آزادخان استحكام يافته ، حكومت ابدالى هرات مانند غليزائى قندهار استقلال يافت .
و در همين اوقات بود ، كه اعراب مسقط دست تغلب بر جزاير خليج فارس گشاده ، آن صفحات را متصرف شدند . اولياى دولت از پرتوگزان « 1 » حكومت گوا « 2 » استعانت جسته ، جهاز جنگى بهجهت اين مطلب طلبيدند ، لاكن با اعراب برنيامدند . و لطفعلى خان سردار لشكر ايرانى ، چون از مدد مأيوس شد ، بهجهت محافظت بنادر كه در آن اوقات در معرض حملات اعراب بود ، قريب بندرعباس اردو برپا كرد .
اين بود اسبابى كه سبب اغواى محمود به تسخير ايران شد .
چون اين اخبار گوشزد وى گشت طمع در سلطنت كرده از راه كرمان به ايران لشكر كشيد . اگرچه در اين راه صحراى بىآب و گياه سيستان بهجهت حركت لشكر مانعى قوى بود ، اما چون اين مانع بالنسبه به موانع صفحات ديگر اسهل بود ، اين راه اختيار كرد . و با آنكه بهقدر امكان ، در تجهيز و ترتيب اسبابى كه معين بر سهولت راه شود كوشيد ، قبل از آنكه به صفحات كرمان برسد ، جمعى از مردان و اسبان وى در آن صحرا تلف شدند ، ولى چون وصول افغان به حوالى كرمان بغتتا و ناگاه بود ، اهالى آن ديار را تاب مقاومت نماند بدون منازعت ملك تسليم نمودند .
محمود ابواب جور و ظلم را بر اهالى و سكنهء آن بلاد مفتوح داشته ، افغانان دست وقاحت بر اموال و دماء ناس گشادند . لطفعلى خان از بندرعباس به اخراج ايشان مأمور گشته ، در يك جنگ افغانان را چنان فرارى كرد ، كه تا قندهار جائى قرار نگرفتند . لاكن حال اهالى كرمان بعينه مثل :
هامش
( 1 ) - پرتوگز و پرتوگزان : مقصود از اين دو واژه : پرتغالى و پرتغاليها است .
( 2 ) - گوا بضم كاف فارسى و فتح واو ( شمس اللغه ) .