تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
نفر از ابطال ابدالى در آن معركه بر خاك افتاد . اما بعد ازين فتح ، پايهء آزادى آزادخان استحكام يافته ، حكومت ابدالى هرات مانند غليزائى قندهار استقلال يافت . و در همين اوقات بود ، كه اعراب مسقط دست تغلب بر جزاير خليج فارس گشاده ، آن صفحات را متصرف شدند . اولياى دولت از پرتوگزان « 1 » حكومت گوا « 2 » استعانت جسته ، جهاز جنگى به‌جهت اين مطلب طلبيدند ، لاكن با اعراب برنيامدند . و لطف‌على خان سردار لشكر ايرانى ، چون از مدد مأيوس شد ، به‌جهت محافظت بنادر كه در آن اوقات در معرض حملات اعراب بود ، قريب بندرعباس اردو برپا كرد . اين بود اسبابى كه سبب اغواى محمود به تسخير ايران شد . چون اين اخبار گوش‌زد وى گشت طمع در سلطنت كرده از راه كرمان به ايران لشكر كشيد . اگرچه در اين راه صحراى بىآب و گياه سيستان به‌جهت حركت لشكر مانعى قوى بود ، اما چون اين مانع بالنسبه به موانع صفحات ديگر اسهل بود ، اين راه اختيار كرد . و با آنكه به‌قدر امكان ، در تجهيز و ترتيب اسبابى كه معين بر سهولت راه شود كوشيد ، قبل از آنكه به صفحات كرمان برسد ، جمعى از مردان و اسبان وى در آن صحرا تلف شدند ، ولى چون وصول افغان به حوالى كرمان بغتتا و ناگاه بود ، اهالى آن ديار را تاب مقاومت نماند بدون منازعت ملك تسليم نمودند . محمود ابواب جور و ظلم را بر اهالى و سكنهء آن بلاد مفتوح داشته ، افغانان دست وقاحت بر اموال و دماء ناس گشادند . لطف‌على خان از بندرعباس به اخراج ايشان مأمور گشته ، در يك جنگ افغانان را چنان فرارى كرد ، كه تا قندهار جائى قرار نگرفتند . لاكن حال اهالى كرمان بعينه مثل :
هامش
( 1 ) - پرتوگز و پرتوگزان : مقصود از اين دو واژه : پرتغالى و پرتغاليها است . ( 2 ) - گوا بضم كاف فارسى و فتح واو ( شمس اللغه ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 414 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت