قندهار مأمور سازند . گرگين خان از شجاعترين و مدبرترين و امراى ايران بود ، وقتى در گرجستان ياغى شده دم از استقلال زد ، و چون مقهور شد ، دين عيسوى را بدل به اسلام كرده ، سلطان حسين از گناه او عفو كرد . و در اين اوقات او را به حكومت قندهار مأمور ساخته ، اسبابى كه براى فرونشاندن شرارهء فتنه لازم بود ، بهجهت وى فراهم آورده او را بدان صوب فرستادند . و چون گمانى به مداخلهء پادشاه دهلى مىرفت بيست هزار لشكر ايرانى و جمعى از مردان كارديدهء گرجستان نيز همراه وى نمودند ، كه اگر از خارج نيز دشمنى روى آرد ، به دفع وى توانند پرداخت . به مجرّد خبر حركت وى ، آبها از آسياب افتاد . گردنكشان سر به گريبان فرو بردند و سرفرازان پاى در دامن كشيدند . و چون لشكر ايران به حوالى قندهار رسيد ، اهالى آن ديار از در اطاعت و انقياد پيش آمدند . اما گرگين خان به اين كفايت نكرد . كمينهكشى پيشنهاد خويش ساخت و قوام رياست را در دوام سياست شناخت ، لشكر را فرمان داد تا دست تعدى بر اموال و دماء و نواميس خلق گشادند ، و مصداق .
إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً
« 1 » .
به ظهور پيوست . هركجا عزيزى بود ، ذليل گشت و هرجا اميرى بود اسير . تا بالاخره خلق از تطاول او بجان آمده ، در پنهانى سفرا به دربار ايران گسيل كردند ، و شرح مصايب خويش را عرضه داشت نمودند ؛ اما كسى به حضور پادشاه راه نمىيافت ، تا اينكه از كوششهاى زياد ، يك دفعه عريضهء ايشان به نظر پادشاه ايران رسيد . دوستان گرگين خان گفتند كه : اين عرضه داشت ياغيان است و شايستهء اعتنا نيست ، لهذا جوابى سخت از سدهء « 2 » سلطنت صادر شده ، سفرا مأيوس به دربار خود مراجعت
هامش
( 1 ) - سورهء نمل ، 34 .
( 2 ) - سده بفتحتين ، دهم روز بهمنماه كه جشن مغان است ، و ماندن آفتاب در برج حوت ، و نام درختى است كه به تازى شجرة البق گويند : و بضم سين و تشديد دال ، درگاه ( شمس اللغه ) .