تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
اطراف عالم پراگنده شدند . از آن جمله « 1 » شيخ محمد على حزين است كه به هندوستان رفته در بنارس فوت شد . بالجمله ، در بيست سال اوايل سلطنت سلطان حسين ، ملاهاى مدرسه ، مشير امور ، و خواجه‌سرايان حرم ، مدير دايرهء جمهور بودند . اگرچه در عرض اين مدت ، ملك آرام بود ، لاكن اين آرامى مثل دريا قبل از طوفان مورث فتنهء قوى و محرك افغانانى كه از ظلم و بيداد حكام ايرانى به جان آمده بودند گشته ، بنيان كن خاندان سلطنت چندين‌ساله گشت . قبل از آنكه به تفصيل اسباب اشتغال نايرهء فتن شروع شود ، كلمه‌اى در باب اصل‌ونسب افغان بىمناسبت نخواهد بود . مورخان در نسب اين طايفه كه در كوهستان ما بين خراسان و رود اتك مقام دارند ، اختلاف كرده‌اند ، بعضى برآنند كه افغانان نسب خود را به دو طايفه مىرسانند : برخى خود را از نسل قبطيان مصر ، و بعضى از اسباط بنى اسرائيل مىشمارند . و امراى بزرگ اين طايفه را از نسل داود و طالوت مىدانند . در يكى از تواريخ افغان مسطور است كه : چون بخت‌نصر بسيارى از بنى اسرائيل را به قتل رسانيد ، بقيه را به كوهستان غور فرستاد ، و در آنجا جمعيت ايشان زياد شده آن صفحات را به تصرف آوردند ، و هميشه ما بين ايشان و يهودان عربستان ابواب مراسلات مفتوح بود . چون يهودان اعراب دين اسلام اختيار كردند ، خالدنام يكى از ايشان كاغذى به افغانان فرستاده ايشان را بدان دين دعوت كرد ، بنابراين جمعى از امراى افغان به عربستان رفتند . يكى از اعاظم ايشان كه قيس نام داشت ، به چهل و هفت واسطه نسب خود را به اسباط ، و به پنجاه و پنج واسطه به ابراهيم مىرساند . خالد ايشان را به حضور پيغمبر برد ، پيغمبر ايشان را مشمول عنايات ساخت ، و قيس را از ميان ايشان به عواطف خاص امتياز بخشيد و او را عبد الرشيد نام نهاد ،
هامش
( 1 ) - شيخ محمد على حزين در فتنهء افغان و قحطوغلاى اصفهان جلاى وطن كرد ، نه چنانچه مؤلف مىگويد ( ح ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 402 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت