تاريخ اجداد اوست ، در دست افتاد ، لاكن غالبا نمىتواند صحيح باشد ،
به علت اينكه مؤلف آن هرچه شنيده است نوشته است نه آنچه بر وى معلوم شده .
احوال شيخ محمد على حزين
از اتفاقات حسنه ، كتابى در فتنهء افغان از شيخ محمد على حزين به چنگ آمد ، و شيخ محمد على از فضلاى بزرگوار و زياد عالى مقدار است ، و در ايام محاصرهء اصفهان ، خود حضور داشته ، و آنچه مىنويسد ديده و سنجيده مىنويسد .
بنابراين در تحرير وقايعى كه در كتاب وى از اين سلسله مسطور است ، بر قول وى اعتماد نموده شد . قبر شيخ محمد على حزين در هندوستان است ، زيرا كه در فتنهاى كه در آن اوقات در ايران روى داد ، جلاى وطن كرده به هندوستان رفت ، و در بنارس توطن جست .
و هم در آنجا فوت شد .
سلطنت شاه سليمان صفوى
مع الحديث ، صفى ميرزا پسر بزرگ عباس ، در فوت پدر بيستساله بود و برادرى ديگر داشت حمزه ميرزا ، در فوت پدر در خسروآباد بود ؛ و برادر بزرگش در اصفهان .
يكى از مسافرين معتبر فرنگستان كه ، در عهد شاه سليمان در ايران بود ، مىنويسد كه : چون شاه عباس ثانى رحلت كرد ، در افواه افتاد كه پسر بزرگش صفى از ديده نابينا شده است ، لهذا رجال دولت اتفاق كردند كه حمزه ميرزا را به سلطنت بردارند ، و احتمال هم دارد كه ازين معنى قصد كردند كه طفلى را پادشاه نموده سررشتهء امور مملكت بهدست خود گيرند . وزير اعظم بر طبق اين مدعا دلايلى چند اقامه نمود كه ديگران نيز به اين معنى راضى شدند ، مگر آغامبارك كه