تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
آن خواهد بود . بنابرين ، مىتوان گفت كه : شاه صفى كه سررشتهء امور ملك را به دست وزرا گذاشته ، خود منهمك « 1 » و مستهلك در اجراى شهوات بهيمى بود ، احتمال دارد كه در سفك « 2 » دماء و سلب « 3 » ارواح ، پيروى عجز و جبن كه لازمهء اين‌گونه حالات است مىكرده است . به اين معنى كه هركس هرچه مىگفت ، بدون رويت قبول مىكرد . امروز بعضى از سعايت وزرا به خاك ، و فردا وزرا از غمازى ديگران به باد مىرفتند .

سلطنت شاه عباس ثانى

پسر شاه صفى عباس ثانى در سن ده سالگى بر مسند جهانبانى نشست . صاحب زبدة التواريخ كه معاصر اين پادشاه است گويد كه : تولد وى در هجدهم جمادى الاخرى هزار و چهل و سه هجرى واقع شد ، و جمعه بيست و ششم صفر هزار و پنجاه و دو صاحب بخت‌وتخت گشت . به اقتضاى سن پادشاه وزرا كافل امور جمهور گشتند ، از آن جمله وزير اعظم ميرزا تقى عماد الدوله بود كه چندى بعد ، امرا اتفاق كرده او را كشتند . و چون پادشاه ازين قضيه مستحضر شد ، به قتل ايشان فرمان داد . منقول است كه در بدايت حال ، كه هنوز پادشاه به سن شباب نرسيده بود ، وزرا در اجراى احكام شرع استقصا مىفرمودند ، چنانچه كسانى كه به ارتكاب شرب خمر متهم بودند ، از عمل سلطانى اخراج مىنمودند . و كسانى را كه على الظاهر مراعات ظاهر شرع مىكردند ، بر جاى ايشان مىگماشتند ، تا كار به جائى رسيد كه ، در دار السلطنه كسى جز آواز موذن نشنيدى . در زبدة التواريخ مسطور است كه محمد قلى خان نام شخصى را كه به زهد
هامش
( 1 ) - منهمك بالضم و ميم مكسور ، كوشيده در كارى و مبالغه كننده در آن ( شمس اللغه ) . ( 2 ) - سفك : ريختن خون و بسيار گفتن سخن ( شمس اللغه ) . ( 3 ) - سلب بالفتح ، ربودن و نيست بودن ( شمس اللغه ) .