برجها ساختهاند ، ازين سمت است ، انتهى .
مورخانى كه تاريخ شاه صفى را نوشتهاند ، پرده بر فضايح وى مىپوشند و در تعداد فضايل و فواضل وى مىكوشند .
يكى از منجمين ، قتل جمعى از امرا را نسبت به زايچهء طالع ايشان مىدهد و پادشاه را به اين دليل بىگناه مىداند . و هم او گويد : در ايامى كه اردوى شاهى در حوالى كوه سهند كه در آذربايجان است بود ، روزى پادشاه به صيد ماهى مايل گشته ، و جمعى از امرا نيز درين حرفت شريف با وى موافقت كردند ، و شاه در آنروز پانصد ماهى گرفت ، و از حركت امرا خوشوقت گشته ايشان را خلعتهاى ملوكانه بخشيد لاكن از اتفاقات سيّئهء ، در آن وقت ، قمر در برج اسد بود ، و نتيجه اين شد كه ، چند روز بعد ، پادشاه در حالت مستى بهجهت واقعهء جزئى كه رويداد متوهم گشته جميع را به قتل رسانيد .
بلى يكى از اعمال نيك او آنست كه ، سيصد نفر از ارامنهء بيچاره را به وطن اصلى و مسكن مألوف خود رخصت انصراف داد . و اين سيصد نفر بقيهء هفت هزار نفر بودند كه شاه عباس به اشرف مازندران فرستاده بود . اگرچه كليتا با پيروان مذهب عيسوى به رأفت سلوك مىكرد ، لاكن ، اول كسى كه از اين طايفه در ايران على رؤس الاشهاد به قتل يا به قصاص رسيد ، در عهد او بود .
تفصيل اين اجمال آنكه ، ساعتسازى ازين مذهب در خدمت شاه صفى بود ، اتفاقا وقتى مرد ايرانى را در خانهء خود يافت ، به گمان اينكه با زنش راهى دارد او را به قتل رسانيد ، و خبر به پادشاه داد . پادشاه از جرم او گذشت . ولى وزرا گفتند كه : اين خلاف قانون است ، بايد موافق شرع ، ساعتساز قصاص شود ، مگر اينكه دين اسلام اختيار كند . پادشاه سعى بسيار كرد كه ساعتساز اسلام قبول كند و گفت كه : اگر بدين دين حنيف درآيد ، جزاى او ده هزار تومان نقد و زنى نيكو شمايل خواهد بود . ساعتساز ترك جان بر ترك ايمان رجحان داده ، بنابراين ، او را به اقارب مقتول سپردند ، و در آخر اكتوبر سنه 1637 عيسوى وى را به قتل رسانيدند . پادشاه حكم
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٨٩