تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
كرد كه جسد او را به ارامنه سپردند . روز ديگر كشيش ارامنه حكايت كرد كه ، در شبى كه او را دفن كردند ، ديده شد كه ملائكه بر دور قبرش طواف مىكردند . الغرض ، يكى از مسافرين معتبر فرنگستان كه رساله‌اى در باب حكومت ايران نوشته است ، ظلمهاى شاه صفى را از باب مصالح ملكى مىداند و مىگويد كه : چون امرا اقتدار زياد يافته بودند ، به نوعى كه ادارهء ايشان مشكل بود ، خود عباس خيال داشت كه ايشان را برانداخته ، اسرا و غلامان را به مناصب عاليه منصوب كند . و چون عمر او وفا نكرد صفى فقط مطلب او را به انجام رسانيد . لاكن اين خطاى فاحش است . بلى عباس مىخواست كه ، خود را از تجبر و تكبر امراى مقتدر خلاص كند ، اما قتل آنها منظور وى نبود . بلكه هميشه ايشان را در كمال قوت و قدرت نگاه مىداشت و ايشان را عماد مملكت و پشتيبان « 1 » دولت خود مىدانست ، و بدون خوف و بدون بدگمانى ، امرا را مانند ساير رعايا سياست و پاداش مىداد . رشادت و دليرى او مايهء خوف و رجا و مصدر بيم و اميد ايشان بود . اما طبيعت صفى با عباس به‌كلى مضادت داشت . « 2 » كارهاى صفى يا از روى غضب ، يا بخل ، يا تلون مزاج ، يا حسد ، يا ترس بود . و عجب اينست كه ، با اين حال سلطنت وى به آرامى گذشت . لاكن اين معنى شك نيست كه ، نه به‌جهت خوفى بود كه مردم ايران از جور و تعدى او داشتند ، بلكه به‌جهت احترام خانواده و نيكيهاى جد او شاه عباس بزرگ بود . القصه شاه صفى در كاشان مرحوم « 3 » و در قم مدفون شد .

در بيان بناى شهر قم

در تاريخ كيسنير صاحب مسطور است كه ، بناى شهر قم در سنهء دويست و سه هجرى گذاشته شد . گويند كه ،
هامش
( 1 ) - در اصل : پشتىبان . ( 2 ) - مضادة ، مضادت بالضم ، با كسى دشمنى كردن ( ح ) . ( 3 ) - فوت شاه صفى در سال يك هزار و پنجاه و دو ، مدت ملكش سيزده سال و شش ماه ( ح ) .