بودند . و در وقتى كه ايشان را از مسكن مألوف جدا كردند ، آنچه داشتند با خود گرفتند ، و شتر بهجهت حملونقل احمال و اثقالشان « 1 » از گماشتگان شاهى رسيد . و عدد ايشان پنجهزار بود .
گاردين صاحب درين باب مىگويد : وقتى كه ايشان به جلفا آمدند چيزى نداشتند ، لاكن در عرض سىسال ، چنان صاحب مكنت شدند ، كه در ميانهء ايشان ، كسانى كه مالك صد هزار تا چهار كرور كرون « 2 » بودند ، از شصت نفر زياده يافت مىشد ، انتهى .
عباس مىخواست كه در مازندران هم ، چنين بنائى بگذارد ، چنانچه گاهى بهطور مزاح مىگفت كه : مازندران بهشت عيسويان است ، بهسبب اينكه پر از خوك و شراب است ، اما اين خيال صورت نگرفت ، و هواى بد و متعفن آنجا ، در عرض مدت چند سالى ، بيشتر ارامنهاى كه بدانجا فرستاده بودند ، از پا درآورد .
اما در باب خوبى ادارهء امور داخليه شاه عباس ، اتفاق ائمهء تاريخ است .
بلى ، چهبسيار چيزها است كه در اين زمان ، يا در حكومتى كه نوع ديگر وضع شده است ، ظلم شديد بهنظر مىآيد ، از قبيل سياست امرا و وزرا ، چنان كه گويند : بعضى از حكام را كه به اعتساف « 3 » و جور متهم شدند ، گوش و دماغ بريد . و بعضى از امرا كه به غلامبارهگى « 4 » مرتكب بودند ، تخته كلاه كرد به اين معنى كه ، كلاهى از كاغذ با زنگولههائى ازان آويخته ، بر سرش گذاشته و بر خر نشانده گرد شهر مىگردانيدند ، و گاهى مىزدندش كه با اين صورت برقصد . اما بايد دانست ، كه در ايران قانون ملكى حكم پادشاه است ، و اجراى قانون نيز او بايد بكند .
در وقتى كه عباس صاحب سرير گشت ، ملك آرام و قوام نداشت ، امرا جسور
هامش
( 1 ) - در اصل : اثقالشان .
( 2 ) - كرون بكسر كاف و فتح را و سكون واو ، سكهاى است كه دو روپيه و نيم قيمت دارد ( ح ) .
( 3 ) - اعتساف بالكسر ، بيراه رفتن و ناخوش آمدن و كراهيت داشتن چيزى را ( ح ) .
( 4 ) - كذا در اصل .