دشمنان سررابرت متعلق بود ، و به اين سبب با ايلچى انگريز مطلقا عداوت مىروزيد .
بعد از چند ماهى از ورود ايلچى ، سررابرت و سر داومركاتن مردند ، و متعلقان ايشان به انگلند مراجعت كردند .
اگرچه شاه عباس بر دشمنان و رعاياى طاغى ابقا نمىكرد ، ولى در اكثر بلكه جميع موارد ، بجز در خانهء خود ، چنين مىنمايد كه ، آنچه كرد از باب مصالح ملكى بود نه القاى هواجس نفسانى ، مطلب او اين بود كه ، ملك آرام و خلق در رفاه باشند .
و مىدانست كه ، در حكومتى كه يك نفر حاكم على الاطلاق است ، اين معنى ممكن نيست مگر در وقتى كه رعب سلطان در ضمير خلايق غالب باشد و احكام وى را مردم بهطور تعبد تابع باشند . و بر مطلبى كه داشت به همين نهج فايز گشت . و آرامى كه بعد از آن در ايران رويداد ، بيشتر بهسبب تدابير حكيمانهء او بود .
بيشاز جميع سلاطين ماتقدم ، در راه و ترقى مملكت سعى كرد . اصفهان را پاىتخت مملكت خود قرار داد و جمعيت آن شهر هم در عهد وى زياده بر مضاعف گشت . خيابان چهارباغ و پل بزرگ زايندهرود ، بسيارى از عمارات عاليه در شهر و حوالى آن ، از بناهاى اوست .
يكى از محرران فرنگستان تفصيل عمارات و مساجد اصفهان را نوشته مىگويد : شاهعباس آب از جويها و رودهاى ديگر به زايندهرود وصل كرده آب آن را زياد كرد و در منضم كردن آب كارون به زايندهرود ، كه شاه طهماسب نيز كوششى كرده بود ، زحمت زياد كشيد ، لاكن آخر نتوانست انتهى .
مشهد در عهد وى خيلى آباد شد . و ابنيهء رفيعه و سراهاى شاهانه در اشرف و فرحآباد مازندران برپا كرد .
ولى اين كارهاى كوچك اوست . يكى از كارهاى بزرگ او ، راهى است كه در مازندران ساخته است و مبلغى خطير و كرامند در آن خرج كرده ، و آن راهى است كه در جميع مملكت مىرود ، چنان كه لشكر و مسافران در هر فصلى مىتوانند درين ولايت صعب المرور سفر كنند .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 374
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٧٤