در يكى از تواريخ انگريزى مسطور است كه : راه مازندران در طول ، تخمينا سيصد ميل است ، و از كسكار كه در سمت جنوب و مغرب درياى گيلان است ، تا چند فرسخ از استرآباد گذشته ، به طرف جنوب و مشرق مىرود . سنگفرش اين راه ، در غالب جاها همانطور كه بوده است هست ، اگرچه مىنمايد كه گاهى تعمير نشده است . در بعضى جاها وسعت راه بيشاز بيست زرع است ، و در دو طرف ، جوى مانند كندهاند و پلهاى بسيار بر آن راه ساختهاند بهجهت گذاشتن آبهائى كه براى زراعت برنج مىبرند ، انتهى . تقريبا بر جميع رودخانهاى ايران پل بست . و براى سهولت و رفاه مسافران در هرطرف ، كاروانسراهاى وسيع محكم بنا نمود .
نوشتهاند و حق هم همين است كه ، نسبت به امراى گرجستان و سكنهء آن ديار ، كمال ظلم و جور كرد ، اما حركتش به ارامنه كه در محاربهء با ترك به دست آورد ، بر خلاف بود ، به عوض اينكه آنها را غلام و كنيز كند ، و به رها كردن دين آبا و اجداد مجبور نمايد ، چنان كه ديگران در امثال اينگونه مواضع كردهاند ، ديد بهتر اين است كه از دانش و دسترنج ايشان فائدهاى به ملك برسد ، و بدين سبب ايشان را در اطراف مملكت جاى داد و فرمان داد ، تا معابد و كليساها بنا كنند ، و چنان كه بايد و دانند ، شفاها به رسوم مذهب خود پردازند ، و كسى ايشان را به هيچوجه متعرض نشود . بعلاوه دربارهء ايشان اقسام عنايات ملوكانه مبذول داشت ، و به نفس نفيس ايشان را حامى بود و در كارها ترغيب مىكرد . بزرگتر و بهتر جاهاى ايشان جلفا بود ، كه قصبهاى است در بيرون شهر اصفهان ، و شاه عباس بنا كرد بهجهت ارامنهاى كه قصبهء ايشان در ارمنيه همين نام داشت . و هم در عهد شاه عباس جلفا زياده از آنچه مأمول بود معمور گشت ، و اهالى آنجا بهسبب تجارتى كه با هندوستان و ساير بلاد داشتند ، نه تنها خود متمول بلكه كليه سبب ازدياد معمورى و آبادى مملكت شدند .
يكى از محرران فرنگستان مىنويسد كه ارامنهء جلفا بهقدر كفايت دولتمند
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٧٥