شمايل با دستارهاى شلالهدار و لباسهاى زربفت و گلابتوندوزى ، جامهاى طلا مملو از شراب بر دست گرفته بر بادهنوشان خموش مىپيمودند . عباس لباس سرخى ساده در برداشت و بجز قبضهء شمشيرش ، كه از ذهب بود ، زيورى بر خويش نبسته بود ، و امرائى هم كه نزديك وى نشسته بودند ، همه ساده پوشيده بودند . منقول است كه ، از روزى كه صفى ميرزاى پسرش كشته شد ، ديگر زينت بر خود قرار نداد و هميشه لباس ساده پوشيد .
ايلچى بيان مطالب خويش را نمود ، و مطالب مزبوره اين بود . كه :
دولت ايران و انگريز در جنگ عثمانى با يكديگر معيّت جويند . و ديگر اينكه ، سر رابرت شرلى را كه در خدمت پادشاه ايران بود ، نقدعلىبيكنام ، يكى از امراى ايران ، كه هم در آن اوقات فوت كرده بود ، فريب داده و صدمه زده ، آن را بر وفق خواهش تدارك كنند . و مطلب آخر اينكه ، در ازدياد رابطهء تجارت ما بين دو مملكت همّت مصروف دارند .
جواب پادشاه بسيار خوب بود . اما در باب عثمانى گفت : ازان حقيرترند كه در دفع ايشان احتياج به معاونت افتد . و در باب سررابرت حكم خواهد شد كه ، فرزندان نقدعلى بيك بر وفق انصاف تدارك خطاى پدر كنند . و در باب تجارت ، هر ساله ، گماشتگان شاهى در بندرعباس ده هزار عدل ابريشم تسليم وكلاى دولت انگريز نموده ، در عوض آن ماهوت عريض دريافت كنند .
منقول است كه ، شاه عباس در آن مجلس ، با ملاطفتى هرچه تمامتر با ايلچى سلوك كرد . چون ديد كه ايلچى نمىتواند مثل ديگران مربع بر زمين بنشيند ، خيلى خنديد ، و بعد ، بهجهت خوشامد مهمان ، جامى از شراب گرفته به اسم پادشاه انگلند نوشيد . ايلچى چون نام پادشاه خود را شنيد ، برپاى خاست و كلاه از سر برداشت ، عباس تبسم كرده و او نيز عمامه از سر برداشت . وضع اين مجلس سبب اميدهاى بزرگ شد ، الا اينكه جز مأيوسى فائدهاى نبخشيد . بعد از انقضاى اين مجلس ، مطالب ايلچى به توسط محمد على بيك وزير به پادشاه مىرسيد ، و محمد على بيك با
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٧٣