تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
كشتيهاى جنگى محال است ، انگريزان به مدد حاضر بودند . قرار چنان شد كه مال التجاره‌اى كه به گامبرون « 1 » مىرود از گمرك معاف باشد ، و حصه‌اى هم از گمركى كه از مال ديگران گرفته مىشود داشته باشند ، و همچنين وعدهاى بىحد و نهايت از محبتهاى مابعد ، بالجمله ، وكلاى كمپانى هندوستان اين رشوت را قبول كرده به‌زودى كشتيهاى حربى مهيا و لشكر ايرانى مهيا گشته حمله بردند . اهالى پرتگال مردانه كوشيدند و دليرانه دفاع كردند ، اما بالاخره از گرسنگى و خستگى مفلوك‌وارند و مأيوس و به تسليم مجبور شدند . شهر را به تصرف ايرانيان دادند ، و اين طايفه نيز آنچه در آن شهر قيمتى داشت بردند . شاه عباس از خبر اين فتح به غايت مسرور شد ، و فرمان داد تا ازان به‌بعد ، گامبرون را به اسم وى يعنى بندرعباس خوانند . اميدهائى كه نوكرهاى كمپانى در اخراج پرتگال از هرمز « 2 » و ساير متصرفات ايشان داشتند ، به كلى مبدل به يأس شد . در معاهده‌اى كه ما بين ايشان و شاه عباس شده قرار چنان بود كه ، اموال منهوبه بالسويه قسمت شود و از هرطرف حاكمى معين كنند و از گمرك هرمز و بندرعباس حصه و بهرهء طرفين مساوى باشد ، اما بعد از فتح ، كسى به عهدنامه اعتنائى نكرد . و يكى از معتبرين وكلاى كمپانى كه قبل از انجام به انگلند نوشت كه : اگر پادشاه به عهد خود وفا كند ، اطفال عزيز ما حيات تازه خواهند « 3 » يافت . هم او بعد از فتح هرمز مىنويسد كه ، هيچ فايده‌اى از اينجا مترتب نيست ، مگر اينكه به‌كلى در تصرف انگريز باشد . و اگر هم خيال ضعيفى از اينكه روزى فايده‌اى مترتب شود باقىمانده آن هم وقتى كه شاه‌عباس اذن نداد كه انگريز استحكامات در هرمز يا در ساير بنادر خليج بسازد ، قطع شد . چنين مىنمايد كه ، حكومت كمپانى در هندوستان ، درين ايام ، از حيلهاى سررابرت شرلى ، كه برادرش او را در ايران گذاشته و واسطه و رابطهء ايران و فرنگستان
هامش
( 1 ) - گامبرون - بندرعباس . ( 2 ) - در اصل : هرمزد . ( 3 ) - كنايه از كاروبار تجارتى است كه در بندرعباس داشتند ( ح ) .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 371 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت