تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
بيشتر سپاهى كه در پيش بودند مأمور به مقابلهء ايشان شد . در وقتى كه تنور حرب گرم است ، اين قسم حركت بدون خطر ، حفظ سپاه منظم مىتواند كرد . در لشكر بىترتيب كه نظام ندارد ، هر حركت خاصه رو به عقب ، على التحقيق سبب اختلال و اغتشاش است ، و زود به جائى مىرسد كه چاره‌پذير نيست . لهذا افواجى كه برگشتند ، تقريبا بر جميع سپاه ترك و ايرانى يقين شد كه هزيمت كرده‌اند . و شاه عباس اين معنى را دريافته ، با تمام لشكر حمله برد . تركان به گمان اينكه همراهان ايشان روى از معركه برتافته‌اند ، پاى ثباتشان از جاى كنده شد ، و ايرانيان به خيال اينكه اتراك قبل از ستيز از بيم رو به گريز آورده‌اند ، با دلى قوى و عملى فسيح حمله برده به آسانى خصم را از پيش برداشتند . سرداران رومى آنچه لازمهء شجاعت و جلادت است به كار بردند ، اما چون كار از دست رفته بود ، فايده‌اى مترتب نگشت . پنج نفر از پاشايان به قتل رسيدند ، و پنج نفر ديگر به قيد اسار گرفتار شدند . تركان از هر سمت پراگنده شده ميدان رزم را به ايرانيان گذاشتند . اگرچه جنگ قبل از غروب آفتاب تمام شد ، اما ايرانيان تا چند ساعت بعد تركان را تعاقب كردند . بعد از اين فتح ، حكايتى روى داد كه ، چون كاشف از مخصوصات آن زمان است ، قابل شنيدن است . گويند كه ، شاه عباس چون ميدان را خالى ديد هم در وسط بيابان نشسته با امرا و بعضى از اعاظم اسرا صحبت مىداشت . مقارن اين‌حال ، جوانى رسيده شخصى قوى هيكل و سپاهى شكل را اسير كرده به‌نظر رسانيد . پادشاه پرسيد كيستى ؟ آن شخص گفت : از اكراد مكرى . اتفاقا يكى از صاحب‌منصبان شاهى مكرى بود كه رستم‌بيك نام داشت ، و شاه مىدانست كه ادعاى خونى با قبيلهء اين اسير دارد ، لهذا گفت : او را به رستم‌بيك بسپارند . رستم‌بيك قبول نكرد و عذر خواست كه ، اگرچه انتقام اقتضاى خون اين شخص را مىكند ، الا اينكه من نذر كرده‌ام كه ، از دشمن ذليل دست‌بسته انتقام نكشم . پادشاه سرهنگ قراولان را گفت ، گردن وى را بزند . كرد بيچاره چون اين حكم را شنيد ، قوت كرده ريسمانى كه وى را بران بسته بودند ، از هم گسيخت ، و دست به خنجر به طرف شاه عباس دويد . شاه به طرف