وزرائى كه جنگ با عثمانى را مصلحت نمىدانستند ، با وى بناى معادات گذاشته و سخن او را در اين باب با عباس حمل بر غرض نمودند به اين معنى كه ، چون دولت انگريز مذهب مسيحى دارند ، مصلحت خود را در معادات مسلمين با يكديگر مىدانند ، و اين مرد را به جهت اشتعال نايرهء فتنه بدين ملك فرستادهاند .
علىويردى بيك كه به منصب امير الامرائى ارتقا يافته و در مودت و حمايت مهمان فرنگى يكدل و يكزبان بود ، بر خلاف ديگران ، راى مىزد . لاكن سرآنتونى بىسبب سلطان را به جنگ عثمانى ترغيب نمىكرد ، بلكه اسباب فتح و فيروزى آن جنگ را نيز بهدست مىداد . خود برعهده گرفت كه ما بين شاهعباس و سلاطين مسيحيه تشييد مبانى مودت كند ، كه يكى از ايشان پادشاه جرمانيا كه با سلطان اسلامبول در جنگ بود ، و دليل بر صدق او همينكه ، وقتى كه از جانب شاه عباس به مأموريت مىرفت ، برادرش را در دربار رها كرد . و همچنين زحمتى كه بهجهت آموختن علم جنگ به ايرانيان كشيد . و هم بر اين معنى دليلى قوى بود . فوج پياده كه عباس بهجهت مقابلهء با ينگچرى ترك فراهم آورده بود ، احتمال كلى دارد كه به مدد او رفقاى او تربيت شدند . و همچنين منقول است كه ايشان روش استعمال توپ را به ايرانيان آموختند . كاغذهائى كه در باب مأموريت سرآنتونى داده شد مىتوان گفت كه ، غريبترين كاغذهائى است كه تابهحال به هيچ ايلچى و سفيرى داده نشده است . پادشاه اسلام به سلاطين مسيحيه مىنويسد كه : هركس معتقد مسيح است ، دوستى وى را قبول كند . و در باب سرآنتونى كه هميشه او را ميرزا آنتونيا خطاب مىكند مىگويد : يكى از نجباى انگلند است و به خواهش خود به ايران آمده است ، و از وقتى كه با من بوده ، مانند دو برادر از يك قاب طعام و از يك جام آب خوردهايم .
و همچنين فرمانى ديگر به وى داد در باب اينكه : هركس از تجار مسيحيه كه تجارت ايران كند ، جان و مالش در حمايت پادشاه سالم و ايمن خواهد ماند ، و كسى را در اجراى مراسم مذاهب ايشان منعى نخواهد بود ، و هيچيك از علماى ملت در آن باب مداخله نخواهند داشت .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٦٣