امرا و بسيارى از لشكر به قتل رسيدند ، و بقية السيف قطع جيحون نموده به بلاد خود گريختند . فرهاد خان كه از كبار امرا بود و نزد شاه عزتى تمام داشت ، درين جنگ ، بد حركت كرده فرمان قتلش صادر شد ، تا موجب عبرت ديگران شود .
يكى از مسافرين معتبر و محترم انگريز كه دو سال بعد ازين واقعه در دربار عباس بود گويد كه : فرهاد خان نسبت به پادشاه خيانت انديشيده بود ، به اين قسم كه ، در جنگ ، عباس را با قليل جمعيتى در مقابل دشمن رها كرد ، اما امرائى كه در تحت اطاعت او بودند ، چون حال چنان ديدند ، بىآنكه اعتنائى به سردار كنند به مدد شاه شتافتند و او را از چنگ غنيم خلاص كرده بر دشمن غلبه نمودند و على ويردىبيك كه از اعاظم امراى مزبور بود ، به منصب فرهاد خان سربلند گشت .
و بهسبب اين فتح عظيم ، مملكت خراسان تا روزگارى دراز از دستبرد « 1 » طوايف آرام يافت ، و مردم در امنوامان زيستند . چون عباس مكرر به زيارت امام على ابن موسى الرضا مىرفت ، بهدينسبب آبادى و معمورى و امنيت هر روزه روى در فزايش بود .
گويند كه ، يك دفعه شاه عباس با جميع امرا از اصفهان پياده به زيارت رفت . منجمباشى مسافت را با زنجيرى پنجاه زرعى مساحت كرده ، معلوم شد كه صد و نود و نه فرسخ و هشتاد و يك زنجير و نيم است . « 2 »
الغرض ، در هنگامى كه به حضور خود سبب امن و رفاهيت خراسان بود و ثغور مملكت را توسعه داده تا بلخ رسانيد ، از جانب ديگر سرداران وى به تسخير جزايرى كه در خليج عجم است مشغول بودند ، از آن جمله ، بحرين بود كه بهجهت بزرگى و نزديكى آن به منبع مرواريد در سواحل عرب ، بهترين جميع فتوحات آن صفحه شمرده شد . و جميع كوهستان لار كه از شيراز تا سواحل گامبرون « 3 » كشيده مىشود منضم به ديوان اعلى گشت . و علىويردى خان از جمله امرائى كه فرستاد
هامش
( 1 ) - در اصل : دستبرد .
( 2 ) - مسافت از اصفهان تا مشهد مقدس صد و نود و نه فرسخ و ربعى است ( حاشيه ) .
( 3 ) - حال بندرعباس مىگويند ( ح )