تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
هرقدر محمد خواست كه مملكت خراسان را در تحت اطاعت آرد ، صورت امكان نيافت ، چون خبر فوت حمزه ميرزا شيوع يافت ، مرشد قلى خان شاه‌زاده را برداشته به قزوين شتافت ، و بدون منازعت شهر را متصرف شد . محمد ميرزا در آن اوقات به جهت اطفاى نايرهء شورش و طغيان به شيراز رفته بود ، و بسيارى از اهالى و سكنهء قزوين كه در سلك قشون پادشاهى انتظام داشتند ، در آن سفر ملازم ركاب بودند . عساكر عباس را حكم صادر شد كه در منازل كسانى كه غايب بودند فرود آيند ، و فرمانى بدان صوب فرستادند بدين مضمون كه : هركس از لشكريان تا وقتى معين مراجعت نكند ، مال و خانه و عيال وى از كسى است كه در منزل وى متمكن است . و بدين واسطه رعب بر ضمير اهالى قزوين استيلا يافته ، چون به محمد وابستگى نداشتند ، جميع او را گذاشته به ملك خويش گريختند . بعد از اين واقعه نامى از محمد ذكر نشده است . هنوز عباس خراسان را رها نكرده بود كه ، اوزبك به خراسان تاخت و هرات را محاصره نموده بعد از نه ماه به تصرف آوردند . والى آنجا و جمعى از امراى معظم به قتل رسيده ، شهر به باد نهب و غارت رفت . بعد ازين فتح ، چون سرجنبانى در خراسان نماند ، به اطراف بلاد آن مملكت تاخته ، دقيقه‌اى از مراسم تخريب و تعذيب بلاد و عباد فروگذاشت نكردند . عباس در آن اوقات با عثمانى به محاربت مشغول بود . چون اخبار موحشهء خراسان مسموع وى گشت ، با سلطان قسطنطنيه صلحى كرده به اين صفحات نهضت كرد . چون به مشهد رسيد ، مرشد قلى خان را كه لواى اقتدار او چنان ارتفاع يافته بود كه از سلطنت جز نامى بر عباس باقى نمانده بود به قتل رسانيده ، سررشتهء مهام امور را خود در قبضهء اختيار آورد ، و مادام العمر از دست نداد . بعد ازان ، حوادثى چند روى داد كه پادشاه بدون اينكه به استرداد هرات پردازد ، لشكرى به‌جهت محافظت مشهد رها كرده به دار السلطنه مراجعت نمود . پس از مراجعت وى ، عبد المؤمن خان سردار اوزبك به جانب مشهد در حركت آمد . و چون اين خبر به عباس رسيد ، استخلاص مشهد را مصمم گشت ، اما در طهران