ناس اين بود كه او را كشتند ، زيرا كه سرخاببيك چنين ظاهر ساخت كه ، ما بين برادران را صلح خواهد داد و به القاص مصالحهنامهاى نمود كه در آن ، طهماسب قبول كرده بود كه ، حكومت شيراز را به القاص گذارد . لاكن فوت القاص ، و مقررى سالى هزار تومان از خزانهء شاهى براى سرخاببيك ، كاشف عمل شد .
بالجمله ، جنگ با اتراك اگرچه تا چندسال طول كشيد ، لاكن كمتر واقعهاى روى داد كه قابل ذكر باشد .
طهماسب گرجستان و چند شهر كوچك از روميان گرفت ، اما چون لشكر به سمت سواحل رود ارس پيش رفت سپاه ترك پس نشست . و چون بعد از اندك مدتى اتراك دوباره به مقتضاى ، العود احمد ، عمل كردند ، پادشاه ايران از مدد و معاونتى كه اهالى گرجستان به اتراك كرده بودند ، چنان در خشم رفته كه دوباره آن ملك را لگدكوب اسبان نموده سىهزار نفر از سكنهء آن ديار [ را ] به اسيرى برد . و هم در آن اوقات ، اغتشاشى در ممالك روم رويداد ، بهسبب اينكه سليمان فريب يكى از زنان خويش را خورده فرزندان خود را مقتول ساخته بود . و چون اين خبر موحش گوشزد اهالى بلاد گشت ، بسيارى از اضلاع مملكت سر از اطاعت پيچيده گردن خودسرى برافراختند . و اين صورت سبب اين شد كه ، چندى اهالى ايران را آرامى حاصل شد ، و اين آرام با سن و مزاج شاه طهماسب نيز موافقتى داشت .
و شاه طهماسب در قزوين به استراحت مشغول شده ، ادارهء سپاه را به عهدهء امرا و سرداران مفوض نمود .
بايزيد پسر سلطان سليمان از پدر گريخته به وى پناه برد . در ابتداى امر ، شاه طهماسب با وى در غايت مروت سلوك كرد ، لاكن آخر ، حركات نامناسب او و ملازمانش پادشاه ايران را مجبور ساخته به حبس او فرمان داد . و چون معاهده ما بين او و سلطان سليمان صورت يافته بود ، او را به پدر سپرده تشييد مبانى معاهدت نمود . از بيست سال آخر سلطنت طهماسب ، اصول وقايعى كه ذكر كردهاند ، يكى تاختوتاز ساليانهء اوزبك است به اطراف خراسان ، و ديگر بلاى قحطوغلا است
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٤٧