عساكر شاهى بر ايشان غلبه كرده بسيارى از ايشان را به قتل رسانيدند . بقية السيف ، سلامت در گريز ديدند .
اخبار اين قبيل اغتشاش ملكى چون به مسامع اطراف رسيد ، اوزبكان فرصت غنيمت دانسته ، ديگرباره به ممالك خراسان تاختند ، و هرات را تا مدت هيجده ماه محاصره كرده كار بر اهالى شهر چنان تنگ شد كه به گوشت سگ و گربه سد رمق مىكردند . لاكن طهماسب به مدد ايشان رفت . و اوزبك دست از محاصره كشيده روى به بلاد خود نهادند .
چندى بعد از وقوع اين كيفيت ، خبر حركت سلطان سليمان عثمانى به تسخير ايران در افواه شيوع يافته سبب دهشت و اضطراب مردم شد .
تبيين اين مقال آنكه ، يكى از حكام معزول آذربايجان و جمعى از امراى مفتن ايران ، سلطان سليمان را بر تسخير ايران ترغيب كردند . بناء عليه سپاه ترك به بلاد ايران تاخته ، جميع بلادى كه در سمت غربى ارس و ما بين دجله و فرات واقع است ، با بعضى از نواحى كردستان به تصرف آورده تبريز را نيز ضميمهء آن فتوحات ساختند ، و از آنجا به سلطانيه تاختند ، لاكن سختى هواى زمستان آنجا ، مانع از فتح آن صفحه شده ، سليمان به بغداد رجوع نموده آن ملك را به تصرف آورد . سال ديگر به ايران معاودت نمود ، اما زود مجبور شد كه به ممالك خويش مراجعت كند . چون سليمان رجعت نمود ، پادشاه ايران به جانب ارمنيه لشكر كشيده و قريب جميع بلادى كه در دست تركان مفتوح شده بود ، استرداد نمود . طغيان سامميرزا سبب اغتشاش صفحات خراسان شد . و عبيد اللّه خان اوزبك باز به آن صفحات تاخت آورده ، هرات را گرفت . و چون خبر حركت طهماسب را شنيد ، شهر را غارت كرده و با غنايم موفور از جيحون گذشت . پادشاه به جانب قندهار در حركت آمد ، و سام ميرزا كه آن ملك را به تغلب گرفته بود ، خبر توجه وى را بدان سمت شنيده فرار را از قرار انسب دانست . و حكومت آن ملك به پير بداق خان قجر گذاشته شد . اما كامران ميرزا پسر بابر كه در آن اوان سلطنت دهلى
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٤٥