نديد . سلطان ترك را ازين فتح ، جز نام و غنيمت كه از لشكرگاه حريف به چنگ افتاد ثمرى حاصل نشد . و بهسبب قلت آذوقه ، صلاح در معاودت ديد . و تهيهء زيادى كه از آن بعد ، بهجهت فتح ايران سرانجام داده شد ، به كار محاربهء مصريان و طايفهء چركس رفت .
بالجمله ، چون بعد از چندى سلطان سليم فوت شد ، شاه اسماعيل از ارس گذشته گرجستان را تسخير نمود . و اين آخر فتوحات وى بود . چندى بعد جهت زيارت مقبرهء والد خود به اردبيل رفته از اردبيل به عالم ديگر شتافت . « 1 »
ايرانيان در مدايح وى اطناب كنند ، و او را بانى سلطنت قويم و حامى مذهب مستقيم ايران شناسند . و در كتب تواريخ ، او را شاه شيعيان خوانند . اگرچه احتمال دارد كه او سزاوار اين همه اغراق كه در تمجيد و تحسين وى مىكنند « 2 » لاكن شك نيست كه او پادشاهى بود قابل و بهادر . در جميع عمر يك دفعه شكست از دشمن يافت . و سبب حقيقى آن نيز توپخانهء بزرگ ، و علم به قواعد حرب ، كه سلطان سليم بهسبب مراودت و مخالطت با اهالى فرنگستان بايد فراگرفته باشد ، بود .
القصه ، وفاتش در دوشنبه نوزدهم رجب سنهء 930 نهصد و سى از هجرت واقع شد . و چهار پسر و پنج دختر از وى ماند . نام پسران وى : طهماسب ميرزا و ، سام ميرزا و بهرام ميرزا و ، القاص ميرزا .
جلوس شاه طهماسب بر تخت سلطنت ايران
طهماسب در سن ده سالگى به حكم وراثت بر جاى پدر نشست ، و چنان كه مأمول بود ، رشتهء مهام امور در كف كفايت وزرا نهاد . هنوز تخت به وجود او آرايش و او از صعود بر تخت آسايش نيافته بود ، كه به حكم اجبار از
هامش
( 1 ) - در سن يازدهسالگى جلوس بر تخت نمود و بيست و چهار سال سلطنت كرد ( ش ) .
( 2 ) - در اصل : نيست .