اعتقاد فلاسفهء متألهين بوده ، اما چون سرشارى از نشاء وحدت و آزادى از علايق كثرت ، مخصوص ايشان ، و دست اوهام اغيار از ادراك آن مقامات كوتاه بود ، لاجرم مريدان را فراخور استعداد و گنجايش حوصله ، پايهء شورى بايد ، و بهجهت اين امر ، حب على كه هم نسب ايشان به دو منتهى مىشود ، اختيار كردند .
نجد مجانين عشق وجد مريدان حال * مهر نبى بود و اهل حب على بود و آل
على مصاحب و پسرعم و داماد پيغمبر است .
چنان كه معتقد اهالى ايران است در چهاردهسالگى اول كسى است كه به پيغمبر ايمان آورد ، و تا ايام حيات بر عقيدهء خويش ثابت و در ارادت از هيچيك كم نه ، و در شجاعت از همه بيش بود . پسرعمش وى را دوست مىداشت ، و از اين سبب محبوبترين دختران خود را به وى داد و او را وصى خويش ساخت .
لاكن با اين همه ، از حق خويش محروم ماند ، و تا خلاف در امت واقع نشود شمشير از غلاف نكشيد و ، بر نوائبى كه در ايام خلافت ابو بكر و عمر و عثمان به وى رسيد ، صبر كرد . اگرچه بالاخره پاى بر مسند خلافت نهاد ، لاكن خلافت او چندان طول نكشيد . و بهجهت اينكه قطع منازعه ما بين مؤمنين و باغيان شود ، فيصلهء امر حكومت را به دشمنى محيل حوالت كرد ، و قبل از آنكه به شهادت رسد ، وى را از خلافت خلع كردند .
و به سبب مصائبى كه بر وى وارد آمد ، هم از صدر اسلام ، مسلمين به دو فرقه شدند ، و اين اختلاف به سبب وعدهاى فريبآميز كه به حسين بن على داده ، او را به هواى خلافت طلبيدند و در كربلا به خوارى تمام كشتند ، ازدياد پذيرفت . و همچنين بسبب بلائى كه به برادرش [ حسن ] رسيد ، يعنى دشمنان وى ، زن او را فريب داده تا وى را مسموم ساخت .
از زمان حدوث اين وقايع تا اكنون ، طايفهاى بوده و هستند كه عقيدهء ايشان است كه حق با على و اولاد على است ، و هميشه بر وى درود و بر ظلمه و غاصبين حق او لعنت مىفرستند . لاكن چون غالبا رياست در اهل سنت بوده است ، اين طائفه مقهور و منكوب بودهاند ، و مكرر ظلمهاى شديد بر ايشان شده است .