اجداد شاه اسماعيل مريدان را مذهب شيعه آموختند . على اسم مقدسى بود كه على الاتصال بر زبانها مىگذشت و ستمهائى كه بر او و خاندان او رفته بود ، همواره در خاطرها خطور داشت . و لابد مداومت اين خيالات و مواظبت اين عقايد ، بالطبع مورث عداوت دشمنان وى ، و به همين قسم موجب عداوت كسانى است كه به دشمنان وى معتقدند .
از اينجاست عداوت شيعه و سنى ، و هم از اينجاست كه مريدان صفويه ، نجاح دنيا و نجات آخرت را در بغض با دشمنان على مىدانستند .
بنابرين هيچ اسبابى مثل اينگونه عقيدت بهجهت ترقى مملكت ايران ممكن نبود . آتشى بود كه در هر سينه شعلهور شد و تا از اشتغال فرو ننشست ، بهقدر حب وطن در ملتى كه از قدروقيمت حكومت آزادى و عدل و انصاف مستحضرند ، مؤثر افتاد .
شاه اسماعيل عقايد ملت را آلات ترقى دولت ساخته ، به حذاقت به كار برد و فايدهاى چنان كه بايد تحصيل كرد .
هفت ايل ترك : استاجلو و شاملو و نيكالو و بهارلو و ذو القدر و قجر و افشار را كه عمدهء اسباب ترقى و ظفر وى بودند . به كلاه سرخ و لقب قزلباش امتياز داده ، چنانچه لقب مزبور در اعقاب و احفاد ايشان نيز جارى ماند .
تفصيل جنگهاى وى ، تطويل بلاطائل خواهد بود . پس از جلوس تا چند سال به تسخير بلادى كه از ايران به سلطنت او گردن نمىنهادند ، اشتغال داشت .
و بعد از انجام اين امور ، بغداد و اطراف و حوالى آن را مفتوج ساخت .
و در سال بعد ازين فتح ، با اوزبك در خراسان مصاف و ايشان را شكست داده ، سردار آن طايفه شاهى بيك خان را به قتل رسانيد . و بدين سبب جميع ممالك خراسان ضميمهء مملكت و تميمهء سلطنت ايران گشت .
بعد از آن ، عطف عنان به جانب بلخ نموده ، آن ديار را نيز مسخر كرده مراجعت به بلدهء قم نمود .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٤١