تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
يعنى طويل مشهور است ، و شمه‌اى از احوال وى در اوراق سابق « 1 » سمت تحرير يافت ، با وى در غايت تبجيل و احترام پيش‌آمده ، نهايت رعايت خاطر مرعى داشت و ، خواهر خويش را به حبالهء ازدواج وى آورد . لاكن نه قرابت حسن و نه حمايت مريد ، توانست كارى بكند ، كه دوباره رحل اقامت در اردبيل بيفكند ، لهذا مأيوس شده به طرف شيروان رفت ، و در آن ملك در محاربه‌اى كه ما بين او و عساكر آنجا واقع شد ، به زخم تيرى ترك جان گفت . پسرش سلطان حيدر ، كه خواهرزادهء حسن بود ، وارث پدر گشت . و سلطان حيدر سياست امارت و رياست ولايت با هم جمع داشت ، و چون از طرف مادر ، اميرزاده و سلحشور بود ، حكومت پيش گرفت و جلادت آغاز نهاد . و اوزون حسن خالوى او كه در آن اوقات جهانشاه و سلطان ابو سعيد را از ميان برداشته ، سلطان بالاستقلال جميع ممالك ايران بود ، دختر خود را به وى داد . بنابر مورخان اسلام ، نام آن دختر عالم‌شاه « 2 » است ، لاكن يكى از محرران فرنگستان ، كه در آن اوقات بوده و مىنويسد ، مىگويد كه : نام آن دختر پارسا و مادرش عيسوى دختر پادشاه طرابزان بود . علىاىحال ، سلطان حيدر را از آن دختر سه پسر در وجود آمد : سلطان على و ابراهيم ميرزا و شاه اسماعيل ، و چون پسر بزرگتر از سن صبى به عهد شباب رسيد ، حيدر جمع‌آورى مريدان كرده به انتقام خون پدر ، لشكر به شيروان كشيد ، و با حاكم آن مملكت مصاف داده و هزيمت يافته به قتل رسيد ، نعش وى را به اردبيل برده مدفون و زيارتگاه مريدان ساختند . و سلطان على پسرش را به جاى وى برداشتند ، لاكن يعقوب بن امير حسن ، كه در آن اوقات بر ايران فرمانروا بود ، از كثرت مريدان او متوهم شده سلطان على و برادرانش را به يكى از قلاع اصطخر فارس محبوس كرد و زياده بر چهار سال در آن حبس بودند ،
هامش
( 1 ) - رجوع شود به ص 334 . ( 2 ) - در نسخه طبع 1323 ه هند : عالم شعاع .
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 338 | سر جان ملكم / ميرزا اسماعيل حيرت