و عبد اللطيف نيز بعد از كشته شدن پدر ، فقط ششماه پادشاهى كرده به دست سپاهيان خود كشته شد .
چنانچه مشهور است بعد از فوت الغ بيك « 1 » مىبينيم « 2 » كه جمعى از نسل تيمور بر سر ملك بهم افتادهاند ، و مردم را به اين خانواده چنان اعتماد بود كه هركس دعوى كرد كه از نسل تيمور است ، خلقى بر دور وى فراهم آمده تا عاقبت يا تختى با مكنت يافت ، يا قبرى با عزت .
بابر پسرزادهء شاهرخ ، بر خراسان و بلاد اطراف و حوالى آن ملك استيلا يافت ، و چون در شرب خمر افراط مىكرد ، در مبادى حال بهجهت تسكين خاطر اصحاب ، در مرقد امام رضا توبه كرد و تا چندى پيرامون آن امر نگشت ، و لاكن بعد از چندى ، حكم عادت غلبه كرده باز بر سر كار اول رفت ، تا بالاخره سبب بيمارى صعب شده روز عمرش را به آخر رسانيد .
سلطنت ابو سعيد
ابو سعيد ميرزا سلطان محمد بن ميرانشاه به امير تيمور برجاى بابر برآمد و وى در ايام شاهرخ حكومت فارس داشت ، و بعد از فوت آن پادشاه ، در خدمت الغ بيك روزگار بسر مىبرد . تا در خلال تغييرات و تبديلاتى كه در آن زمان واقع شد ، در ازدياد و اقتدار كوشيده ، تا در فوت بابر خواست كه سلطنت را مالك و مملكت را والى شود . در مبادى حال ، صورت ظفر در آينهء مرادش جلوهگر گشت ، ولاكن بالاخره در يكى از حروب با تركمانان ، قحطى در لشكرش پيدا شده در هنگام مراجعت از قراباغ ، او را عقب كرده و دستگير نموده نزد امير حسن بيك امير تراكمه برده او را به قتل رسانيد . « 3 »
هامش
( 1 ) - روزى در مجلس خاص ميرزا الغ بيك بر زبان آورد كه : عنقريب خراسان و ايران را مسخر خواهم نمود . يكى از منجمين كه در آن مجلس حضور داشت گفت : اگر ميرزا عبد اللطيف بگذارد . ( حاشيه )
( 2 ) - در اصل : مىبينم .
( 3 ) - مدت سلطنت سلطان ابو سعيد هفت سال بود ( ح ) .