نمود . يكى از پسرانش پيربداق خان ، كه در بغداد دم از مخالفت مىزد ، قدرى در محافظت آن شهر ثبات ورزيده ، لاكن آخرالامر دستگير گشته مقتول شد . و جهانشاه هنوز از غايلهء فرزندان خود فراغت نيافته بود كه به دفع اوزون حسن يا حسن طويل امير تراكمهء آققوينلو ، كه در آن اوقات قوت گرفته و بر ديار بكر و اطراف آن مستولى شده بود ، مجبور گشته جمعآورى لشكر نمود . و هم در جنگ اول ، روزش به آخر رسيد .
پسرش حسين على لشكرى گران فراهم نموده به خون پدر برخاست ، لاكن به خاك پدر خفت ، يعنى او نيز از اوزون حسن هزيمت يافته دستگير گشت ، و با تمام منسوبان و اقارب به قتل رسيد .
بعضى از مورخين گويند كه قتل جميع بهسبب انتقام حركتى بود كه اسكندر بن قرايوسف نسبت به قراعثمان جد امير حسن بيك كرده بود ، و آن اين است كه : چون اسكندر از شاهرخ گريزان گشت ، به حسب اتفاق قراعثمان به چنگ وى افتاد ، و اسكندر او را در ارزنةالروم محبوس ساخت . عمر قراعثمان در آنجا به پايان رسيد . و چون اسكندر به آن ملك آمد گفت تا قبر وى را شكافته و جسد وى را بيرون آورده و گردنزده سر او را به علامت فتح نزد سلطان مصر فرستند .
تاريخ امراى آققوينلو با قراقوينلو شباهتى تام دارد . و اين سلسله را بايندرى گويند ، منسوب به شخصى كه نسب اين طايفه به او منتهى مىشود . اول اقتدار ايشان را مىتوان گفت از عهد تيمور است . قراعثمان در خدمت تيمور بوده و ، هم در زمان وى حكومت ارمنيه و جزيرة العرب و بعضى از ممالك روم يافت ، و بعد از فوت تيمور با طايفهء قراقوينلو محاربات نمود ، و خاتمت كارش با انتقامى كه از دشمنان كشيد در سطور قبل مرقوم شد .
اوزون حسن بعد از استيصال طايفهء قراقوينلو ، با سلطان ابو سعيد درافتاد ، و آخر الامر به چابكى و كاردانى و جنگهاى قزاقى ، دست از حريف برد ، و چنانچه مسطور گشت ، ابو سعيد به چنگ وى افتاده به قتل رسيد ، و اوزون حسن بر اغلب
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: سر جان ملكم
ص٣٣٤