سلطنت شاهرخ بن امير تيمور
و چون خبر عزل خليل سلطان در خراسان گوشزد سلطان شاهرخ گشت ، بر جناح استعجال به سمرقند رفته بدون منازعت بر تخت برآمده ، جميع بلاد ماوراء النهر حكم او را گردن نهادند . خليل تاب مقاومت معشوقه نياورده ، متوسل به ذروهء عنايات شاهرخى گشت . پادشاه كريم الطبع فرمان داد تا شاد الملك را به وى سپارند و مملكت خراسان را به وى گذارند . بعد از چندسال خليل سلطان در خراسان نفس آخرين كشيد و شاد الملك بر سر نعش وى خنجرى بر سينهء خود زده به دو ملحق گرديده هردو را در يك قبر در شهر رى مدفون كردند .
سلطان شاهرخ پسر چهارم اميرتيمور است ، در وقت فوت پدر به حكومت خراسان اشتغال داشت ، و بعد از فوت اميرتيمور چنين مىنمايد كه نخواست بر سر ملك ماوراء النهر نزاع كند ، لاكن بعد از آنكه خليل سلطان را چنان كه مرقوم گشت از سلطنت بيرون كردند ، صاحب سرير ممالك محروسه گشت . و او پادشاهى بود كريم طبع و شجاع ، لاكن هواى نفس و حب ازدياد جاه و نام ، در مزاج نداشت .
در سىوهشت سال سلطنت جنگى كه كرد با تراكمهء روم بود كه - سردار ايشان قرايوسف كه از تيمور گريخته و در ايام حيات وى به خمول روزگار مىگذرانيد - بعد از آنكه خبر فوت تيمور در اطراف منتشر شد دست تعدى از آستين بيرون كرده ممالكى كه از دست داده بودند دوباره به چنگ آورده و ، دست تغلّب بر صفحات آذربايجان نيز دراز كردند .
شاهرخ كه بنابر مورخين شرق ، در بهادرى مثل ساير فضايل سرآمد اهل عصر بود ، با قرايوسف سه دفعه مصاف داده و در هربار وى را هزيمت نمود . و بعد از فوت قرايوسف ، با پسران وى جهانشاه و اسكندر ، همان سلوك نموده ، تا بالاخره جهانشاه منقاد گشته از جانب وى حكومت آذربايجان يافت و خراج ساليانه بر گردن گرفت و ، اسكندر از ملك فرار كرد .