تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
مزبوره را بر پرچم علم نقش كرده بودند . قرا محمد كه سرسلسلهء طايفهء اول است ، جزئى مملكتى داشت و پاىتخت او شهروان كه در ارمنيه است بود . پس از وى پسر وى قرايوسف اقتدارى تمام يافت ، در مقابلهء شمشير تيمورى پايدارى نتوانست كرد ، بعد از فوت تيمور از مصر مراجعت كرده با احمد ايلخانى حاكم بغداد مصاف داده و او را دستگير ساخته به قتل رسانيد . بعد ازين فتح لشكرى زياده بر صد هزار كس جمع‌آورى كرده به عزم مقاتلهء شاه‌رخ ميرزا حركت كرد ، اما چون قريب به تبريز رسيد ، بغتتا بيمار شده در يكى از دهات نفس آخرين كشيد . هيچ واقعه‌اى مثل فوت قرايوسف ، كاشف از بىثباتى پايهء اقتدارى كه فقط بر لشكر است نيست . هنوز اين مرد نمرده بود كه نظام لشكرش از هم گسيخت . امراى او هريك به خيال خود راى مىزدند ، و جسد كسى كه چند ساعت قبل به احترام سلطنت با وى مىزيستند ، برهنه و با گوش بريده بر زمين افتاده بود . گوشش را به‌سبب آويزهاى قيمتى بريدند ، تا بالاخره جسد متعفن شده را يكى از صاحب‌منصبان رحم كرده به خاك سپرد . پسر قرايوسف بعد از پدر ، برادر خود ابو سعيد را كشته جاى پدر گرفت . و چنان كه گفته شد با شاه‌رخ مصاف داده هزيمت يافت ، و شاه‌رخ مملكت « 1 » وى را ضميمهء ممالك خويش گردانيده تبريز را به جهانشاه برادر او داد . و اندك مدتى بعد ازين وقايع ، اسكندر به دست پسر خويش كشته گشت ، و جهانشاه در تبريز استقلال يافته گرجستان و اغلب بلاد عراق و فارس و كرمان را نيز مسخر كرد . بعد ازين فتوحات عزم تسخير خراسان نمود ، لاكن چون خبر طغيان پسران خويش در بغداد و تبريز شنيد ، لابد شده به دفع دشمن خانگى مراجعت
هامش
( 1 ) - كذا .