از فرزندزادگان وى ، كه در آن حين در اردو بود ، جمعى را با خود متفق ساخته سمرقند را كه پاىتخت مملكت بود ، متصرف شده بر تخت نشست . جنگ شروع و بر خلاف مراد پيرمحمد ختم شد . و بعد از آن جنگ طولى نكشيد كه به سبب خيانت وزير خود به قتل رسيد .
خليل سلطان صاحب صفات حميده و حسنطبعى پسنديده بود ، و شايد كه در حكومت دوامى مىنمود اگر عشق شاد الملك سبب خرابى وى نمىشد . اين زن قبل ازين با يكى از سرداران تاتار مىزيست و تيمور دو دفعه ارادهء قتل او را نمود ، و مردم را گمان اين بود كه ، در خفيه به عقد خليل سلطان درآمده است . على اى تقدير ، چنان رسوخى در مزاج عاشق مفتون خويش پيدا كرد كه دنيا بىرضاى او در نظرش وقعى نداشت .
خزانهائى كه تيمور از تسخير نيمهء روى زمين فراهم آورده بود ، در مخارج شاد الملك كه اسراف و تبذيرش را حدّى نبود ، صرف شد . اين صور « 1 » سبب رنجش امرائى كه به سلطنت وى اتفاق كرده بودند شده ، و شكايت خاتونان حرم تيمورى كه هريك از تبار بزرگ و خاندان كبار خود را مىدانستند و زبردستى زنى كه به دنائت نسب و ردائت حسب شهره بود ، بر خويش هموار نمىتوانستند نمود ، منضم گشته ، به اتفاق خليل را گرفته و مقيدا به كاشغر فرستادند . و بيچاره به عوض اينكه جهدى نموده ملك موروث را مسترد سازد ، اوقات خود را به گفتن شعر در مفارقت محبوبهء خود صرف نمود . و از آن طرف شاد الملك را در زنجير كشيده در بازار سمرقند گردانيدند ، و مردم سمرقند كه بسيارى از ظلمها كه در ايام خليل سلطان بر ايشان شده ، سببش را او مىدانستند ، و بهعلاوه سبب خرابى سلطنت خليل را هم نسبت به وى مىدادند ، در اين واقعه فرصت غنيمت دانسته ، انواع و اقسام فضايح نسبت به وى به ظهور مىرسانيدند .
هامش
( 1 ) - در نسخه طبع 1323 ه هند : اين گونه حركت .