تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
آلات و ادوات ترقى خويش ساخت . مشكل است كه بتوان گفت كه در مزاج اين مرد ، خدعه بيش بود يا غيرت ، و [ با ] كدام يك از اين دو صفت اغلب دشمنان خويش را مسخر ساخت . در ملكى كه او بود ، امراى قبيله با وى تعلق داشتند ، و مردم وى را به نيكى نام مىبردند . هرچه مىخواست مىتوانست كرد ، و در تمام عمر مقصود تيمور همين بود ، كه على الاتصال اين دو معنى را صورت دهد . همواره « 1 » تتبع در مزاج ايشان مىنمود ، حركاتشان را يك بر صد تعريف و تحسين مىكرد و ديدهء حرص و آزشان بيش‌از توقع سير مىداشت و شجاعتشان را بالمضاعف پاداش مىداد ، و به‌علاوه ، ناملايماتشان را متحمل بود و بر گناهانشان چشم عفو و اغماض مىپوشيد [ لهذا ] افعال او بايد اثر غريبى در مزاج اين قسم مردم داشته باشد . وقايع ايام جوانى وى افسانهء مادران بود كه به‌جهت ترقى و متابعت براى پسران خود مىگفتند ، و در ايام پيرى و بزرگى نيز در ميدان رزم بيش‌از همه مىايستاد و بيش‌از همه مىكوشيد . چنان كه خود در تزوك گويد . « چون جامهء سلطنت در بر نمودم ، چشم از سلامت و آرام پوشيدم » . از بيست سالگى تا سن هفتاد و يك كه بيش‌از پنجاه سال است ، كم روزى از عمرش گذشت كه يا در مخاطره نبود يا در محاربه . و مىتوان گفت كه ، در تجارب سپاهيگرى مثل او به خاك نيفتاده بود ، و قدر قيمت ديگران را نيز از همان صفت كه در خود زياده بود ، قياس مىكرد ، چنان كه در تزوك گويد : « و امر نمودم كه حق سپاهى را ضايع نسازند و هر سپاهى كه به پيرى رسد ، وى را از علوفه و مرتبه محروم و معزول نگردانند ، و كار سپاه را پوشيده ندارند ، و مردم سپاهى كه حيات باقى خود را به مال فانى مىفروشند مستحق جلدوى « 2 » باشند و لايق انعام و تربيت ، اگر
هامش
( 1 ) - در نسخه طبع 1323 ه هندوستان : مقصود تيمور على الاتصال حصول اين مقاصد و وصول بدين مآرب بود همواره . ( 2 ) - جلدوى : به تركى انعام وصلهء بهادران باشد كه در كار پيشدستى نمايند ( ح ) .