قلعوقمع كفار چين در نظر است ، و شماها كه رفقاى من و با گناهان من شريك بودهايد ، هم درين عمل سهيم من خواهيد بود ، به غزاى كفار شتافته نسل ايشان را از زمين براندازيم ، و مساجد بجاى هياكل بنياد سازيم ، مگر اين كردار ما كفارهء مامضى و تدارك مافات شود ، زيرا كه خداوند فرمايد :
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
« 1 » .
چون از تهيهء اسباب فارغ شد ، نداى الرحيل درداده ، در روز چهارشنبه دوازدهم رجب سنه 807 هجرى در حركت آمد ، و از سيحون در هنگامى كه يخ بسته بود گذشت . لاكن چون به انزار رسيد « 2 » مرضى صعب بر وى طارى شده بعد از چند روز ، او از صدمات دنيا و دنيا از زحمات وى فارغ گشت . در مرض موت پسرزادهء خود پير محمد جهانگير را وليعهد نمود .
تقريبا جميع مورخان شرق كه تاريخ اين پادشاه را نوشتهاند ، در مدح وى مبالغه و اطرا نمودهاند ، هنر و شجاعت و فضايل او را به درجهء اعلى ذكر كردهاند ، و قبايح اعمال و افعال او را پوشيده ، يا اگر نتوانستهاند ، معذور داشتهاند .
يكى از مشهورترين ايشان كه تفصيل كشتارهاى او را مىكند و مقر است به اينكه ، تيمور قدرى گناهكار بود ، لاكن مىگويد كه بر وى تعيين است كه گناهان او پيش از موت آمرزيده شد ، و روح او ازين دار غرور فانى به سراى سرور جاودانى نقل كرد .
استثناى اين جمع چاپلوس خوشامدگو احمد بن محمد بن عبد اللّه الدمشقى الانصارى المعروف به ابن عربشاه است ، كه بر خلاف اين طاثفه تاريخ تيمور را بهطوريكه عداوت شديد و حقد حقيد اقتضا مىكند نوشته ، چنان كه ازين عبارت
هامش
( 1 ) - سوره هود ، 114 .
( 2 ) - مؤلف اين لفظ را با تا و دو راى مهمله مىنويسد . در كتب : انزار ، با نون و زاى معجمه بهنظر رسيده است .
به قول شرف الدين على هفتاد و شش فرسنگ است تا سمرقند ( حاشيه ) .